تبليغاتX
خوش آمدید امیدوارم لذت ببرید سلاح

GRIPEN

این هواپیما اخرین محصول کارخانه SAAB در زمینه ساخت هواپیماهای جت جنگی است. هم اکنون

کشورهای سوئد و چک این هواپیما را در نیروی هوایی خود به خدمت گرفته اند و کشور های مجارستان

و آفریقای جنوبی چند فروند از ان را سفارش داده اند.

این هواپیما برای حصول حداکثر عملکرد و انعطاف طراحی شده است.پسوند JAS نیز به معنایJAKT

(جنگی)،  ATTACK(تهاجمی)و Spaning (شناسایی) به نام این هواپیما اضافه شده تا معرف قابلیتها

و تواناییهای ان باشد.

ترکیب بالهای دلتا و کانارد باعث شده تاGRIPEN از قابلیت نشست و برخاست بالایی بر خوردار باشد.

همچنین سیستم های الکترونیکی ان را می توان در چند حالت مختلف برنامه ریزی کرد.انعطاف بالا،

هزینه نگهداری پایین و قیمت مناسب GRIPEN را به یک انتخاب منطقی برای نیروی هوایی تمامی کشور

ها تبدیل کرده است. یک سیستم الکترونیکی پیشرفته باعث شده تا قابلیت حمل مهمات و تسلیحات

این هواپیما افزایش یابد بدون اینکه از قابلیت ضد حمله و دفاع ان کاسته شود. GRIPEN قادر است از یک

باند کوتاه با طول ۸۰۰ متر و عرض ۹متر صعود کند در حالی که با به کار گیری پره های بزرگتر در بال های 

آن مساحت مورد نیاز برای فرود و توقف آن کاهش پیدا کرده است. قسمت کانارد طوری طراحی شده تا

سرعت،برد و مانور پذیری این هواپیما بهبود یابد.

نیروی هوایی سوئد ۲۰۴ فروند از این هواپیما را در اختیار دارد. کشورهای چک و مجارستان هر کدام ۱۴

فروند و افریقای جنوبی ۲۸ فروند از این هواپیما را سفارش داده اند. شایعاتی وجود دارد مبنی بر اینکه این

هواپیما هم اکنون در نیروی هوایی چک در حال خدمت است.

مدرسه خلبانی و هوانوردی انگلستان از   GRIPEN بعنوان هواپیمای جت پیشرفته برای تست خلبانان و

دانشجویان استفاده می کند. GRIPEN به معنای ترکیبی چند حیوان است و به آرم کارخانه  ساب و

قابلیت های مختلف این هواپیما اشاره دارد.

                      مشخصات فنی

طول                                                                                                                    ۱/۱۴ متر

فاصله بیرونی بال ها                                                                                               ۴/۸ متر   

ارتفاع                                                                                                                  ۵/۴ متر

وزن خالی                                                                                                            ۶/۶ تن  

حداکثر سرعت                                                                                                      ۲ماخ

تسلیحات: یک قبضه توپ خودکار ۲۷ میلیمتری و موشک های سایدواندر امرام اسپارو و انواع بمب ها چ

منبع: مجله نسل برتر 

 

+ نوشته شده توسط امیر حسین در دوشنبه بیست و چهارم مهر 1385 و ساعت 15:2 |

 

معرفی خانواده su_30

بعد از ظهور جنگنده رهگیر su_27 و آشکار شدن تواناییهای بالقوه ان بخصوص در برابر نمونه غربی یعنی

(اف۱۵ ایگل) روسیه در پی تغییر و بهبود این جنگنده متناسب با نیازها و خواستهای مشتریان شد، در

نتیجه مدل های مختلفی از این هواپیما طراحی و عرضه شد که یک گروه از انها جنگنده su_30 بود که به

کشورهای هند،چین،اندونزی،ویتنام و مالزی صادر شد. در ادامه به انواع مختلف su_30 میپردازیم.

su_30: جنگنده رهگیر دو سرنشینه

ابن نمونه که در واقع su27p بوده بعدها با نام su_30خوانده شد و در اواخر دهه ۸۰میلادی به عنوان

جنگنده رهگیر دور برد و پست فرماندهی هوایی توسعه و ظهور یافت.

در شروع پروژه SU27UBهواپیمای اموزشی رزمی به عنوان پایه این مدل انتخاب شد، زیرا این مدل هم

مزیت های رزمی SU27و هم دوسرنشینه بودنان را داشت. برای براورده کردن برد زیاد امکان سوختگیری

هوایی به SU27UB داده شد. سیستم های اویونیک(الکترونیک پروازی)ان بهبود یافت. سیستم های ویژه

ارتباطی و هدایتی برای فرماندهی پروازهای جمعی با جنگنده های تک سرنشینهSU27 نیز بر روی این

هواپیما قرار داده شد.

در کاکیپت عقب یک نمایشگرCRT(نمایشگرهایی مانند تلویزیون)قرار داده شد که به لیدر آرایش،اطلاعات

تاکتیکی مانند هدف ها و رهگیرها را نشان می دهد.سیستم های ناوبری و پرواز با سیم نیز ارتقا یافته 

و فقط تعدادیاز این هواپیما در نیروی هوایی روسیه وارد خدمت شدند.

SU30MK:جنگنده چند منظوره دو سرنشینه

در سال ۱۹۹۳ سوخوی نمونه های نخستین SU30 را به نمونه اثباتگر برای به فروش رساندن مدل های

چند منظوره کهSU30MK خوانده میشدند،تبدیل کرد.

 در هسته این مدل سیستم کنترل آتش چند منظوره ارتقا یافته با توجه به درخواست مشتریان قرار داده

می شود.توانایی هوابه زمین هواپیما به طورقابل ملاحظه ای ارتقا داده شده است و موشک هاو بمبهای

متنوعی نیز برای انتخاب تسلیحات آن افزوده شده است. برای نقش های هوا به هوا موشک میان برد

ار۷۷ با سیستم هدایت راداری فعال قابلیت نصب پیدا کرده است.

SU30KوSU30MKI:فلانکر های دو سرنشینه هند 

هند اولین خریدار جنگنده SU30MK بود. برای بر اورده کردن نیازهای نیروی هوایی کشور هند،SU30MKI

توسعه یافت. SU30MKI تفاوت قابل توجهی باSU30MK دارد. بطوریکه در ان کانارد (پیش بال)و دو موتور

AL_31جدیدتر با توانایی تغییر بردار رانش قرار داده شده است که مانور پذیری هواپیما را بسیار بالا برده

است.

این موتورها با تراست ۱۳۰ کیلو نیوتون هواپیما را به حداکثر سرعت ۲۱۲۵ کیلومتر در ساعت (۲ماخ)

می رساند. دریچه موتورها قابلیت چرخش تا ۱۵ درجه افقی و عمودی را دارد. البته موتورهای نمونه

 SU30K دارای سیستم تغییر بردار رانش نیستند.

رادار NIIP NO11M،SU30MKI بوده که همان رادار استفاده شده در سوخو۳۵ و سوخو ۳۷ است و سازگار

با انواع موشک های هوا به زمین و هوا به هوا از جمله R60_R73_R27_R77 می باشد . سیستم های

ناوبری و نمایشگر های سر بالا نیز با سیستم های سکستانت اویونیک فرانسه جایگزین شده اند . 

 

داستان پرفراز و نشیب SU-30MKI در نیروی هوایی هند
جنگنده ی سوخوی30 نخستین بار برای تامین نیاز اتحاد شوروی پیشین تکمیل شد. اما به علت دارا بودن امکانات و طراحی فوق العاده با موفقیت تمام توانست به بازار هواپیماهای چندمنظوره دست یابد. (
Multi Role)
با این وجود، نخستین مشتری این هواپیما، یعنی کشور هند دشواری های بسیاری با آن داشته است و تحویل این جنگنده به هند به علل عدم تکمیل طرح، تا به حال چندین بار به تعویق افتاده است.
هواپیمای سوخوی30 (فلانکر) در ابتدا
Su-27PU نامیده می شد. این هواپیما از نمونه ی دوسرنشینه و آموزشی Su-27 به نام Su-27UB برگفته شده بود. نمونه ی اصلی Su-27 اگرچه تک سرنشینه بود، ولی برد و مداومت پروازی زیادی داشت که این مداومت پروازی در مدل دوسرنشینه Su-27UB به علت گنجایش کمتر مخازن سوخت، بسیار کمتر بود ولی مدل UB بازهم یک هواپیمای دوربرد به شمار می آمد. در سال 1985، Su-27UB وارد خط تولید شد و در همین سال نیز کار روی تغییر آن به یک جنگنده ی بسیار دوربرد آغاز شد.
برنامه ی
Su-27UB در سال 1986 آغاز شد. باید برد Su-27UB با سوختگیری هوایی باز هم بیشتر می شد تا این جنگنده بتواند در اعماق خاک اروپای غربی به عملیات بپرازد. بنابراین یک غلاف سوختگیری هوایی در سمت چپ بدنه نصب شد. با اضافه شدن این غلاف، سیستم جستجوگر Infrared یا IRST (سیستمی که بدون رادار و با استفاده از حرارت موتور هواپیمای دشمن، آن را رهگیری می کند) به سمت راست هواپیما منتقل شد و با این کار زاویه ی دید بهتری نیز برای خلبان ایجاد شد.
دومین نمونه ی
Su-27UB به عنوان نخستین جنگنده ی عملیاتی رهگیر و دوربرد و با نام Su-27PU استفاده شد. در جریان یکی از پروازهای آزمایشی دوربرد، این هواپیما در مدت 15 ساعت و 24 دقیقه، مسیر 13440 کیلومتری بین مسکو و کامسامولسک را با انجام 4 سوختگیری هوایی پیمود و دوباره به پایگاه خود بازگشت.
آزمایشها بسیار موفقیت آمیز بودند و نشان دادند که
Su-27 باید توانایی انجام پروازهای دوربردتر نیز داشته باشد. بنابراین باید به سیستم های آویونیک دوربرد بسیار دقیق و مطمئن و راحتی خلبان توجه بیشتری می شد.
بدین ترتیب تغییرات دیگری نیز در دو پیش نمونه ی
Su-27PU داده شد. تقویت بخش مرکزی و سیستم لندینگ (ارابه ی فرود) برای تحمل وزن برخاست بیشتر از جمله تغییراتی بود که ناشی از حمل سوخت بیشتر ناشی شده بود. در پایان پروژه ی تکمیل مدل UB در 31 دسامبر 1989، نخستین پرواز خود را با ترکیب و تغییرات جدید انجام داد.
به دنبال پایان آزمایشها در کارخانه و سفارش این نمونه به وسیله نیروی هوایی هند، هردو
Su-27PU به مرکز پژوهشهای پروازی روسیه تحویل شدند. نخستین هواپیمای تولید شده در 14 آوریل 1992 اولین پرواز خود را انجام داد. این هواپیما به همراه دومین نمونه ی تولیدی Su-27PU برای انجام آزمایشات بیشتر در کارخانه و نیروی هوایی هند استفاده شدند. در آن زمان این دو هواپیما سیستم های جنگ افزاری نداشتند اما توانایی سوختگیری هوایی و تجهیزات هدایت و آویونیک دوربرد و دقیق خود را حفظ کرده بودند و با رنگهای سفید، قرمز و آبی دوباره رنگ آمیزی شده بودند.


  

این هواپیماها با عنوان Su-27PUD به گروه آکروباتیک خلبانان آزمایشگر در ژوکوفسکی تحویل داده شدند. در بین سالهای 1992 تا 1998 تنها تعداد انگشت شماری از این هواپیما ساخته شد.
سوخوی به امید این که سرمایه گذاری روی یک هواپیمای جدید، آسانتر صورت می گیرد، این سوخوی27 جدید را
Su-30 نامید اما مشتری اصلی با این طرح موافقت نکرد و به زودی سرمایه گذاری روی این طرح قطع شد. بنابراین تنها 5 فروند PU به هند تحویل داده شدند و 8 فروند دیگر به دلیل نبود سرمایه جهت تکمیل، در کارخانه متروک ماندند. این شکست سنگین، سوخوی را ناامید نکرد و این شرکت به بازاریابی برای این هواپیما جهت مشتریان جدید پرداخت و آن را Su-30K نامید.
سوخوی در عین حال که مدل
Su-27PU را تکمیل می کرد، یک نمونه ی تک سرنشین با نام Su-27P نیز طراحی کرد و ساخت. سیستم های این نمونه نیز همانند Su-27PU بود. اما تک سرنشین بودن آن سبب شد که بهره برداری کامل از مداومت پروازی بالای این هواپیما غیرممکن شود و این نمونه به هیچ یک از مشتریان ارائه نشد. البته دو فروند از این نمونه به گروه خلبانان آزمایشگر موسسه پروازی گروموف تحویل شد و با نام Su-27PD به Su-30 های قبلی این گروه پیوستند. با پیش بینی نیاز اندونزی، یک نمونه ی تک سرنشینه ی دیگر به عنوان اثبات گر تکنولوژی بالای سوخوی27 به نام Su-30KI ساخته شد.
از آنجا که برای هواپیمای دوسرنشینه و رهگیر
Su-30KI مشتری پیدا نشد، سوخوی توانایی هوا به زمین محدودی به آن افزود و Su-30M (در این حالت M مخفف کلمه ی Multipurpose است) را تولید کرد. این نمونه با نام گذاری مجدد به نام Su-30MK فقط برای ارائه به مشتریان خارجی در نظر گرفته شد.

سوخوی در نمایش این جنگنده – بمب افکن درنگ نکرد و آن را با جنگ افزارهای نمایشی در نمایشگاه هوایی پاریس در سال 1993 به نمایش گذاشت. با وجود رنگ آمیزی زیبا و خوشبینی مقامات سوخوی به فروش بالای این جنگنده، پس از مدتی کارشناسان و مقامات رسمی نمایشگاه متوجه شدند که این هواپیما یک فروند Su-27UB با کابین بدون تغییر بوده است! با وجود اینکه گفته می شود Su-27PU پیش نمونه و الگوی ساخت Su-30MK بوده است، اما به نظر می رسد که این هواپیما در آن زمان وجود خارجی نداشته است!
در سال 1994 با تغییر یک فروند از هواپیماهای
Su-30 ، تکنولوژی بالای این جنگنده به نمایش درآمد. این هواپیما دارای غلاف سوختگیری هوایی، سیستم های جهت مداومت پروازی طولانی تر و تجهیزات آویونیک دوربردتر بود. اما هنوز فاقد سنسورهای لازم برای شناسایی اهداف زمینی و حمله به آنها بود و صفحات نمایشی LCD نداشت. این هواپیما برای شرکت در یک نمایش مهم در کشور شیلی، سراسر اقیانوس آتلانتیک را بدون سوختگیری هوایی! پیمود و پس از آن در نمایشگاه سال 1994 برلین و سپس در نمایشگاه فارنبرو شرکت کرد.
Su-30MK با جگ افزارهای هوا به زمین نمایشی در این نمایشگاهها شرکت کرد و نمایشهای آن بسیار مورد توجه قرار گرفت. احتمال می رود علاقه ی هند نیز از نمایشهای همان سال سرچشمه گرفته باشد.
نیروی هوایی هند (
IAF) به منظور تکمیل و جایگزینی جنگنده های قدیمی خود نظیر میگ21 و میگ27 همواره از مشتریان خوب جنگنده های روسی بوده است. پیشتر از این، صنایع هوافضای هند تحت لیسانس شرکت میگویان گیرویچ، هواپیماهای میگ21 و میگ27 را تحت لیسانس تولید (مونتاژ) کرده بود. در آن زمان قرار بود جنگنده های MiG-29A جایگزین میگهای21 و فرسوده ی ناوگان هوایی هند شوند و شمار زیادی از این میگهای29 در هند مونتاژ شوند. با این وجود، هنوز درباره ی توانایی رزمی مدل A این جنگنده نکات مبهم و تردیدهای زیادی وجود داشت به خصوص پس از جنگ خلیج فارس و نبرد بالکان، توانایی هایی میگ29 بسیار مورد تردید قرار گرفته بود. هند به یک جنگنده ی چندمنظوره با توانایی حمل مهمات و برد پروازی زیاد نیاز داشت که این امر به هیچ وجه از پس جنگنده ی ضعیف MiG-29A بر نمی آمد. برخی از مقامات نیروی هوایی هند بر این عقیده بودند که به جای مدل A مدل MiG-29M خریداری شود که توانایی خوبی در Ground Attack دارد و سوختگیری هوایی نیز در آن پیش بینی شده است. اما مقامات عالیرتبه ی هند با این خرید موافقت نکردند (شاید دلائل سیاسی وجود داشت) افزون بر این، با توجه به سیاست سازمان صادرات جنگ افزار روسیه، پشتیبانی و خدمات خوب و مناسبی از میگ29 صورت نمی گرفت (؟) و این موضوع در اعتبار دفتر طراحی میگ تاثیر بسیار منفی گذاشته بود. بدین ترتیب هندی ها احساس کردند Su-30MK می تواند جانشین خوبی برای MiG-29M باشد. از سوی دیگر با توجه به اینکه سوخوی30 از همان نوع رادار سوخوی27 استفاده می کرد که برای هدایت مهمات هوا به زمین خود از سنسورهای ناشناخته ای استفاده می کرد این عقیده به وجود آمد که سیستم های هدایت تلویزیونی و هدایت راداری این جنگنده از MiG-29M ضعیف تر است. همچنین در نیروی هوایی با سابقه ای از جنگنده های دو نفره داشتند، دید مثبتی به این جنگنده وجود نداشت.
اما سوخوی از سفارش هند برای خرید سوخوی30 تقریبن مطمئن شده بود به خصوص که پیشتر از این نیروی هوایی هند جنگنده ی
Su-27IB را جایگزین سوخو24 های قدیمی و ضعیف خود کرده بود. با ادعای شرکت سوخوی مبنی بر توانایی های فوق العاده ی سوخوی30 ، علاقه ی هندی ها به سوخوی30 بازهم بیشتر شد.
بالاخره در 30 نوامبر 1996 قرارداد 8/1 میلیارد دلاری برای خرید 40 فروند
Su-30MK امضاء شد. در ضمن این قرارداد سوخوی متعهد شد این جنگنده ها را همگی با استاندارد ثابت MKI تحویل دهد. قرار شد نخستین گروه هواپیماهای تحویلی به هند از نوع Su-27K باشند که Su-30MK-I (سری 1) نیز نامیده می شوند و این گروه نخست از سوخوها برای آموزش و آشناسازی خلبانان هندی از مارس 1997 به کار گرفته شوند. به دنبال تحویل این نمونه های اولیه، 8 فروند از نمونه ی Su-30MK-II (سری 2) نیز در سال 1998 مجهز به سیستم های الکترونیکی ساخت Sextant Avionique فرانسه تحویل شدند. سیستم فرانسوی شامل LCD های رنگی، سیستم GPS ، تجهیزات ضدعمل الکترونیک ساخت اسرائیل و سیستم هدفگیری تصویری بسیار دقیق و یک گیرنده ی و هشداردهنده ی راداری بود که به خلبان اطلاع می داد توسط رادار دشمن مورد رهگیری قرار گرفته یا موشکی بر روی جنگنده قفل شده است. قرار شد که 12 فروند دیگر Su-30MK-III (سری 3) در سال 1999 و آخرین گروه 12 فروندی دیگر یعنی Su-30MK-IV (سری 4) با موتورهای بسیار پیشرفته ی تغییر دهنده خروجی AL-37FP در سال 2000 تحویل شوند.

بدین ترتیب در مارس 1997 هند چهار فروند Su-30MKI دریافت کرد. ولی بسیاری از متخصصین هندی عقیده داشتند که این هواپیما تفاوتی چندانی با مدل Su-27UB ندارد.


عملیاتی شدن Su-30MKI در هند
پس از مونتاژ اولیه در هند، نخستین اسکادران این هواپیماها در نیروی هوایی هند در 11 ژوئن 1997 وارد خدمت شدند. در مارس 1998 این هواپیماها با شرکت در یک تمرین سخت و مهم با بمب های سقوط آزاد (غیرهدایت شوند) به 11 هدف حمله کردند.

نیروی هوایی هند این توانایی را ناشی از تکنولوژی پیشرفته ی سوخوی30 می دانست ولی ناظران بی طرف نظامی، تنها توانایی خلبانان هندی را در این امر موثر می دانستند.
و اما تحویل گروه 8 فروندی سری دوم در سال 1998 به دلیل آزمایشات هسته ای هند از طرف روسیه معلق ماند. ولی برخی ناظران نظامی دلیل این تاخیر را ناتوانی نیروی هوایی هند در تکمیل سیستم های الکترونیک پروازی مناسب برای این هواپیما دانسته اند. زیرا بر پایه ی قرارداد فی مابین هند و روسیه، سازمان پژوهش و توسعه ی دفاعی هند مامور تکمیل سیستم های کامپیوتری و الکترونیکی این هواپیما شده بود که در عمل به دلیل ناتوانی تکنولوژیکی هیچگاه موفق به اینکار نشد و نهایتن یک سیستم جایگزین از روسیه خریداری و نصب شد.
همچنین نصب سیستم هدآپ (نمایشگر سربالا که اطلاعات پروازی را روی شیشه جلوی خلبان منعکس می کند) و همچنین سایر سیستم ها نظیر
GPS ، سیستم های ناوبری دقیق، سیستم های ضدعمل الکترونیک، سیستم غلاف سوختگیری هوایی و . . . تا پایان سال 1998 به تعویق افتاد. هرچند وزیر دفاع هند این تعویق ها را به دشواری های موجود در زمینه اجازه ی واردات این گونه ادوات حساس از کشورهای غربی اعلام کرد.
در سال 1999 تعداد درخواستی هند از روسیه از 8 فروند به 18 فروند افزایش یافت که با توجه به تاخیرهای ایجاد شده بسیاری از مقامات هندی این موضوع را توجیه ناپذیر می دانستند.
در 28 دسامبر 2000 قراردادی برای تولید 140 فروند
Su-30MKI با موتورهای تغییر دهنده ی خروجی AL-31FP در مدت 17 سال و نرخ تولیدی حدود 10 تا 12 فروند در سال با روسیه به امضاء رسید. ضمنن هند حق صادرات این جنگنده را نداشت اما به دلیل مشارکت مالی در تولید این جنگنده این اجازه را یافت تا سوخوی بدون هماهنگی هند اقدام به فروش این جنگنده به کشور دیگری نکند و در صورت فروش به کشور ثالث، هند در تولید آن مشارکت داشته باشد.
بدین ترتیب نیروی هوایی هند تاسیساتی را با سرمایه گذاری 160 میلیون دلاری تاسیس کرد تا این جنگنده ها در آنجا مونتاژ شوند و در کل، محاسبات نشان داد که این مونتاژ حدود 10 درصد از قیمت تمام شده ی هر سوخوی30 را می کاهد.
در سال 2000 دو فروند آواکس روسی
A-50 با خدمه ی مجرب روسی به همراه یک اسکادران از سوخوهای هندی به کار گرفته شدند و ضمن این آزمایش مشخص گردید که توان رهگیری این هواپیما بدین ترکیب بسیار افزایش می یابد اما فرمانده نیروی هوایی هند با خرید A-50 مخالفت کرد و به جای آن خرید هواپیمای پیش اخطار فالکن ساخت اسرائیل را در نظر گرفت. فالکن اسرائیلی اکنون به نام کندر و برپایه ی هواپیمای ایلیوشین76 روسی برای نیروی هوایی هند ساخته می شود.

            

+ نوشته شده توسط امیر حسین در پنجشنبه سیزدهم مهر 1385 و ساعت 23:13 |

 

تاریخچه و چگونگی تولد جت فوق پیشرفته تامکت

بر همگان آشکار است که دوران پس از جنگ جهانی دوم، دوران رقابت دو بلوک شرق و غرب و به سخن دیگر، ایالات متحده آمریکا و اتحاد جماهیر شوروی سابق بوده است. در آن زمان که از آن با نام «جنگ سرد» یاد می شود، تمرکز رقابت دو کشور آشکارا بر سر نیروی هوایی و صنعت هواپیمایی بود. در دهه شصت میلادی، ایالات متحده با طراحی و تولید جنگنده قرن، یعنی اف-4 فانتوم، گوی سبقت را از شوروی سابق ربود. فانتوم به جرات یکی از پرآوازه ترین هواپیماهای نظامی بوده که در طول تاریخ هوانوردی نظامی به تولید رسیده است. این هواپیما، برای نیل به هدف های نیروی هوایی ایالات متحده و همچنین حفاظت از ناوهای هواپیمابر آن کشور طراحی شده بود و در دوران جنگ ویتنام، شمار بسیاری از میگ های شوروی سابق را نابود کرد. اسرائیل با بهره گیری از همین هواپیما، حدود 400 فروند از هواپیماهای اعراب را در همان دو روز نخست جنگ ساقط نمود. اف-4، به دلیل ویژگی های منحصر به فردش، از کشورهای هم پیمان آمریکا نیز طرفداران بسیاری داشت و همچنان که می دانیم به کشورهای نسبتاً زیادی نیز فروخته شد. اما آرام آرام، با گسترش و پیشرفت هواپیماهای ساخت شوروی، به تدریج ضعف نسبی فانتوم در برابر تهدید هواپیماهایی چون میگ 25 شوروی بیش از پیش آشکار گردید. در نتیجه، در اواخر دهه 60 میلادی، وزارت دفاع ایالات متحده، پروژه T.F.X را برای ساخت یک جنگنده ناونشین نوین به مناقصه گذاشت. از میان حدود 6.000 طرح پیشنهادی، طرح هواپیمای اف-14 تامکت از سوی شرکت گرومن برگزیده شد و بدین گونه بود که دوران طلایی جنگنده تامکت، آغازیدن گرفت.

اف-14 تامکت چگونه هواپیمایی بود

در طرح شرکت گرومن، هواپیمای اف-14 تامکت هواپیمایی نسبتاً در اندازه های بزرگ، دو سرنشینه، دو موتوره و بال متغیر بود. این هواپیما، می بایست دارای سرعت برخاست و فرود کمی برای انجام عملیات از روی ناوهای هواپیمابر بوده و قادر باشد به اطمینان هرچه تمام تر، ایمنی ناوهای هواپیمابر را تامین نماید. در حقیقت، طراحی هواپیمای اف-14 از طرح هواپیمای اف-111 که یک بمب افکن سبک نیروی هوایی بود مشتق شد. اما ویژگی های جدیدی چون وزن به مراتب کمتر، موتورهای تازه طراحی شده و قدرتمند تر، سیستم تسلیحاتی و کابین مدرن تر، همه و همه عواملی بود که تامکت را به طور کلی از اف-111 متمایز می ساخت. اف-14 تامکت با دارابودن طولی حدود 20 متر، جنگنده ای در کلاس جنگنده های بزرگ از نظر ابعاد به شمار می آمد. فاصله دو سر بالهای آن، در حالت بسته به 10 متر و در حالت کاملاً باز به حدود 19 متر می رسید. به واسطه به کار بردن سیستم های شناسایی و راداری پیشرفته، وجود دو خلبان برای تکمیل عملیات امری بود کاملاً اجتناب ناپذیر. موتورهای نمونه های اولیه این هواپیما، موتورهای TF-30-P414A ساخت شرکت پرات اند ویتنی بودند که اصلاً یک نمونه ارتقاء یافته از موتورهای هواپیمای اف-111 بود.


     

اما در مدل های بعدی این هواپیما، به دلیل برخی معایب این موتور، مدل F110 جنرال الکتریک جایگزین این نوع موتور شد. از نظر طرح کلی بدنه و سازه، هواپیما ابتداً از یک قسمت دماغه ی متشابه با دیگر هواپیما ها برای جا دادن خلبانان تشکیل می شد. اما علی رغم طراحی های مرسوم با بدنه باریک و موتورها نزدیک به هم، این هواپیما دارای بدنه ای عریض و پهن اما باریک بود و موتورها با فاصله ای غیر معمول، دور از هم و در دو طرف بدنه به طور موازی و در یک ساختار مرکزی شکل گرفته بودند. ترمزهای هوایی اف-14، شامل دو صفحه به شکل بال های پروانه بود که در قسمت انتهایی هواپیما و از بین دو موتور، یکی در سطح بالایی بدنه و یکی در سطح زیرین به ترتیب به سمت بالا و پایین باز می شدند که برای کاهش سرعت اضطراری، بسیار کارا و مفید عمل می کردند. هواپیمای تامکت برای نخستین بار، طرح دو سکان عمودی را برای کنترل هر چه بهتر هواپیما در سرعت های بالا، و همچنین در شرایطی که یکی از موتورها از کار باز می ایستاد، به کار گفت. این طرح، بعد ها در اکثر جنگنده های بعدی ساخت ایالات متحده به جز اف-16 معمول شده و سپس به وسیله خانواده سوخو 27 روسی، تقلید شد.

ویژگی های منحصر به فرد تامکت

بال های متغیر: همانطور که قبلاً گفته شد، لازم بود اف-14 تامکت هواپیمایی باشد با قابلیت برخاست و فرود در سرعت های بسیار پایین؛ و این ویژگی برای تسهیل عملیات از روی ناوهای هواپیمابر مورد نظر بود. نتایج تحقیقات شرکت گرومن، به جایی رسید که معلوم شد هواپیمای تامکت، باید هواپیمایی با بال های متغیر باشد تا بتواند به خوبی با سرعت های نسبتاً کم تیک آف نموده و سپس بتواند با همین پیکربندی، در سرعت های بالا نیز کروز کرده و مشکلی برای پرواز مافوق صوت هم نداشته باشد. بال های متغیر هواپیمای اف-14، با نهایت دقت و ظرافت طراحی شده و نتیجتاً، آزمایش ها بر روی این بال ها، حکایت از کارایی فوق العاده و بی نقص این نوع بال ها داشت. بال های تامکت، با قابلیت تغییر زاویه از 20 درجه در حالت کاملاً باز تا 68 درجه تا حالت کاملاً بسته طراحی شد. کارشناسان شرکت گرومن، اهرمی را در کابین خلبان تعبیه کردند که بدان وسیله، خلبان می توانست بال های هواپیمایش را تا 75 درجه برای جاگیری کمتر روی عرشه ناوهای هواپیمابر ببندد. در سرعت های پایین، بال ها تماماً گسترده شده و با کمک فلپ ها، بیشترین نیروی برا را برای برخاست فراهم می کردند. به تدریج با افزایش سرعت، بال ها برای افزایش عدد ماخ بحرانی، به سمت عقب مایل شده و از تولید نیروی پسای اضافی جلوگیری می نمایند. تمام عملیات تغییر زاویه بال ها بدون دخالت خلبان و تنها به وسیله یک کامپیوتر درونی ویژه کنترل می شود. ناگفته نماند، سیستم بال های متغیر به دلیل طراحی ویژه سامانه ی بسیار گران قیمتی است و در هواپیماهای جنگنده ی بعدی ایالات متحده، به کار گرفته نشد.

سیستم موشکی فینیکس: تمامی جنگنده های نسل سوم به بعد ایالات متحده، از موشک های تقریباً یکسانی بهره می برند: سایدوایندر، اسپارو، و یا آمرام. حتی جنگنده ای چون اف-15 ایگل که بسیار شناخته شده است، از موشک های نسبتاً معمولی و مشابهی بهره می برد. اما این قضیه در مورد تامکت صدق نمی کند. هواپیمای اف-14، برای استفاده از سیستم موشکی جدیدی به نام فینیکس یا Phoenix ساخته شده بود و ترکیب تامکت-فینیکس، یک ترکیب جدا نشدنی است. موشک دوربرد فینیکس با کد AIM-54، موشکی هوا به هواست با قابلیت هدف قراردادن اهدافی در فاصله ی بیش از 160 کیلومتر بر ساعت، در هر ارتفاع، هر ساعت از شبانه روز و هر نوع شرایط آب و هوایی. هواپیمای تامکت قادر به حمل 6 فروند موشک فینیکس در هر پرواز است که تعدادی واقعاً چشمگیر است. رادار فوق العاده پیشرفته پالس دوپلر AWG-9 یک رادار چند حالته است که قادر به شناسایی بیست و چهار هدف به طور همزمان و شلیک مستقیم به شش عدد از آنان می باشد. البته این سیستم که در دهه 1960 طراحی شده است، یکی از قدیمی ترین سیستم های رادار هوا به هوا می- باشد اما، هنوز هم بسیار پرقدرت می نماید و با استفاده از نرم افزار های کنترلی جدید توانایی های آن برای تبدیل به یک سیستم برای قرن بیست و یکم افزایش یافته است. موشک یک میلیون دلاری فینیکس، موشکی با قابلیت «شلیک کن و فراموش کن» است. این ویژگی بدین معنیست که خلبان پس از شلیک موشک، نیازی به قفل ماندن رادار هواپیما بر روی هدف ندارد و می تواند آزادانه به نبرد با جنگنده های دیگر دشمن بپردازد. همچنین شاید هدف مورد نظر، بسیار دور باشد که در این صورت، قفل ماندن رادار به مدت زمان طولانی بر روی هدف، کار عاقلانه ای به نظر نمی آید. بدین صورت است که هنگامی که موشک فینیکس هدف خود منهدم می سازد، هواپیمای تامکت شلیک کننده آن، می تواند به فرودگاه خود رسیده و حتی خاموش و در آشیانه پارک هم شده باشد. این مورد حتی در مورد شش هدف هم زمان نیز صادق است. سیستم موشکی فینیکس یکی از عوامل بالقوه ایست قدرت مافوق تصوری به تامکت بخشیده است.


    

اف-14 تامکت، در خدمت نیروی هوایی ایران

در همان سال های آغازین تولید هواپیمای تامکت، جت فوق پیشرفته ای که به دلیل پیچیدگی آن به «کامپیوتر پرنده» مشهور شده بود، کشورهای زیادی از جمله اسرائیل، یعنی هم پیمان نزدیک آمریکا خواستار دریافت این عقاب تیز پرواز حتی در برابر پرداخت بهای گزاف شدند، اما ایالات متحده این هواپیما را به هیچ یک از کشورهای خواهان در آن زمان نفروخت. در آن سال ها، در طی سفر ریچارد نیکسون رییس جمهور وقت آمریکا به ایران، حکومت آن زمان ایران در خواست خرید هواپیمای پیشرفته ای را برای دفع خطر های احتمالی از سوی میگ های 25 شوروی که آزادانه بر فراز ایران پرواز می کردند، به وی تقدیم کرد. نیکسون، هواپیماهای اف-15 ایگل و اف-14 تامکت را پیشنهاد داد، که نهایتاً تامکت به عنوان هواپیمای خریداری شده انتخاب گردید. گفته می شود که در آن زمان، به دلیل پیچیدگی و هزینه زیاد طرح تامکت، شرکت گرومن با تولید هفت پیش نمونه تامکت برای نیروی دریایی ایالات متحده، در شرف ورشکستگی قرار گرفته بود. اما وام چند میلیون دلاری حکومت آن زمان ایران به این شرکت برای تولید 10 فروند تامکت برای نیروی هوایی ایران، گرومن را از ورطه نابودی اقتصادی بیرون کشانید. جالب است بدانید که هم زمان با سفارش ایران، کشور عربستان هم درخواست کرده بود به جای هواپیمای اف-15، هواپیماهای اف-14 در مقابل بهای بیشتر به آنان تحویل داده شود، اما ایالات متحده اظهار داشته بود که :«اف-14 تامکت هنوز برای خلبانان عرب زود است.» این گفته، نشان دهنده مهارت، تجربه و سابقه زیاد خلبانان ایرانی داشت که برای پرواز با پرنده 40 میلیون دلاری انتخاب شده بودند.

 

از هشتاد فروند هواپیمای سفارشی اف-14 تامکت A، تا زمان وقوع انقلاب شکوهمند اسلامی، به دلیل قطع روابط سیاسی با آمریکا، تعداد 79 فروند آن ها به همراه 245 فروند موشک فینیکس تحویل ایران شد که نخستین فروند آن ها با رنگ آمیزی خاص بدنه، در تاریخ بیستم بهمن ماه سال 1354 در فرودگاه مهرآباد به زمین نشسته و طی مراسمی، تحویل ناوگان نیروی هوایی ایران شد. در طی سال های جنگ تحمیلی، هواپیماهای فوق پیشرفته تامکت به همراه فانتوم های ایران، خسارات جبران ناپذیری را به نیروی هوایی عراق وارد آوردند که اگر تقویت بعدی عراق بعثی توسط غرب صورت نمی گرفت، نیروی هوایی عراق در ابتدا به طور کلی نابود و تقریباً فلج گشته بود. در زمان جنگ، تبلیغات گسترده ای در مورد اینکه تامکت های ایرانی به دلیل کمبود قطعات یدکی قادر به پرواز نیستند و حتی اگر بتوانند پرواز هم بکنند، هیچ گاه قادر نیستند که جنگنده های عراق را نابود سازند.

 

 

اما در جنگ خلیج فارس، خلبانان اف-14 نیروی دریایی آمریکا اظهار داشتند که زمانی که هواپیمای آنان در صحنه نبرد پدیدار می شد، هواپیماهای عراقی بدون هیچ درگیری بعدی به سرعت آسمان را ترک می گفتند. گویا از تامکت ها ی ایرانی در زمان جنگ تحمیلی، خاطره چندان خوشی برای خلبانان مبتدی عرب باقی نمانده بود، به طوری که حتی گفته می شد که فرمانده نیروی هوایی عراق به خلبانان فرمان داده است که در صورت مشاهده تامکت های ایرانی، به سرعت عقب نشینی کرده و درصدد مقابله با آن بر نیایند؛ چرا که پیروز نبرد از ابتدا معلوم بود.

هواپيماي جنگنده افسانه اي F-14 تامكت علي رغم شهرت و توانايي هاي بي نظير آن و امپراطوري بي چون و چراي آن بر آسمان ها تا چند دهه، در نبردهاي زيادي شركت نكرد. به خصوص نبرد هايي كه در آن ها هواپيماي دشمن به وسيله موشك فينيكس سرنگون شده باشد تعدادشان به انگشتان دست هم نمي رسد. تامكت كه در اصل براي حفاظت از ناوهاي هواپيمابر و نه ماموريت هاي تهاجمي طراحي شده بود، در نيروي دريايي به طور بسيار محدود در چند جنگ هوا به هوا شركت كرد و عمده شكارهاي اين جنگنده به خدمت آن در جنگ تحميلي توسط ايران باز مي گردد كه شما فراواني از جنگنده هاي نيروي هوايي بعثي عراق به وسيله اين جنگنده خوش پرواز IRIAF سرنگون گشتند. در مطلب زير به تاريخچه كوتاهي از نبرد ها و درگيري هاي هواپيماي تامكت در زمان خدمت سي و چند ساله اين جنگنده مي پردازيم:


1975-1974، جنگ ويتنام: اگر چه تامكت بسيار ديرتر از آنچه كه مي بايست به جنگ ويتنام رسيد، اما اين جنگنده در اسكادران هاي VF-1 و VF-2 به تدريج پروازهاي پاترول يا گشت هوايي خود را از سپتامبر 1974 آغاز كرد و اين گشت ها تا مي 1975 ادامه داشت. اين گشت هاي هوايي به عنوان بخشي از عمليات Frequent Wind انجام مي شد، با وجود موفقيت هاي عمده فانتوم در مقابل جنگنده هاي ويتنامي، در طي اين عمليات تامكت ها موفق به شكار هواپيماهاي ميگ نشدند، يعني همان شكارهاي آماده اي كه در ماموريتهاي تن به تن با فانتوم به راحتي از مزرعه آسمان درو مي شدند.

 

1974 تا به حال، اسكورت بمب افكن هاي شوروي: يكي از بازي هاي مورد علاقه تامكت (!) اسكورت بمب افكن هاي شوروي بود كه در حال عبور بر فراز ناوهاي هواپيمابر آمريكا شناسايي مي شدند. از آن جا كه يكي از ماموريت هاي اصلي تامكت حفاظت از ناوهاي هواپيمابر بود، ماموريت هاي موسوم به «Catch that bomber» از ماموريت ها و كارهاي تقريباً روزانه خدمه تامكت به شمار مي رفتند. هر گاه كه جنگنده يا بمب افكن هاي دوربرد و استراتژيك شوروي مسلح به موشك هاي كروز ضد كشتي به محدوده خطر ناوهاي آمريكايي مي رسيدند، اف-14 هاي نيروي دريايي به منطقه خطر اعزام مي شدند تا به اصطلاح به آن ها «خوش آمد» بگويند. اين ماموريت ها در حقيقت براي سرنگون ساختن جنگنده ها يا بمبرهاي دشمن انجام نمي شد، بلكه صرفاً هدف از انجام ان ها اسكورت بمب افكن تا منطقه دور از خطر و البته در صورت امكان نگاهي انداختن به تسليحات محمول اين هواپيما ها بود.

 

1988-1980، جنگ تحميلي ايران-عراق: مي دانيم كه ايران تنها كشور بعد از آمريكا بود كه به جنگنده افسانه اي تامكت مجهز بود. در 22 سپتامبر سال 1980 مقارن با سي و يكم شهريور ماه 1359 شمسي، رژيم بعثي عراق با هدف اشغال منطقه موسوم به شط العرب و جزاير استراتژيك خليج فارس كه داراي چاه هاي نفتي بسيار غني بودند، با حمله به چندين پايگاه هوايي ايران به منظور فلج ساختن قواي هوايي ايران، آتش جنگ تحميلي هشت ساله را بر افروخت. تامكت هاي ايران با 270 موشك فوق پيشرفته فينيكس در آن زمان و تعداد نا معلومي موشك هاي اسپارو و سايدوايندر به جنگ هواپيماهاي عمدتاً روسي عراق رفتند. هيچ يك از طرف هاي درگير در جنگ آمار صحيح و درستي از شكارهاي خود در نبرد هاي هوايي به جامعه جهاني ارائه ندادند، اگرچه وقايع مشهود دال بر ساقط شدن بيش از هشتاد فروند هواگرد عراقي به وسيله اف-14 هاي ايراني است. عمده اين هواگردها شامل هواپيماهاي ميگ 21، ميگ 23، ميگ 25، سوخو 20، سوخو 22، جنگنده هاي ميراژ اف-1 و تعدادي هليكوپتر هاي ميل مي باشد كه از شوروي سابق خريداري شده بودند.

 

1981، ساقط شدن دو فروند سوخو 22 ليبيايي توسط تامكت هاي USN: در اوايل دهه هشتاد ميلادي، كشور ليبي مشكلاتي را در زمينه مرزهاي آبي بين المللي ايجاد كرده بود. بنا بر قوانين بين المللي، كشورهاي ساحلي حق دارند تا دو مايل حاشيه دريا را جزو مرزهاي خود به شمار آورند در حالي كه كشور ليبي اين قانون را قبول نداشته و تا 12 مايل آن طرف تر از مرزهاي خشكي خود، دريا را جزو مرز هاي كشورش مي دانست. نيروي دريايي آمريكا در نقش نيروي پليس بين المللي روزانه گشت هايي را بر فراز حريم هوايي بين المللي كه از آن سو ليبي جزو مرزهاي خود مي دانست انجام مي داد كه اكثر اين پرواز به درگيري هاي مانوري بين جنگنده هاي روسي ليبي و جنگنده هاي آمريكايي مي انجاميد. صبح نوزدهم آگوست سال 1981 بود. دو فروند F-14A از ناو هواپيمابر نيميتز برخاسته و به قصد انجام ماموريت گشت هوايي يا CAP در حال پرواز بودند كه هواپيماي پيش اخطار آواكس E-2 آن ها را از وجود دو فروند سوخو 22 فيتر در منطقه آگاه كرد كه مستقيماً به سمت تامكت ها در حال حركت بودند. با نزديك شدن سوخوها به هواپيماهاي تامكت، آتشي از زير بال هواپيماي سوخو 22 ليدر پيدا شد كه بعد ها معلوم شد كه اين آتش مربوط به روشن شدن موشك AA-2 آتول بوده كه به سمت اولين تامكت شليك شده بود. اين موشك به تامكت ها برخورد نكرد و با اين اتفاق، چون به سمت تامكت ها شليك شده بود خلبان ها مي توانستند به سوخو 22 هاي ليبي شليك نمايند. پس خلبان ليدر تامكت مسير خود را به سمت سوخو 22 وينگ من تغيير داد و با رها شدن از اشعه مستقيم آفتاب صبحگاهي كه چشم فرمانده تامكت را آزار مي داد، يك فروند موشك سايدوايندر از بال تامكت جدا شده و مستقيماً به درون اگزوز موتور سوخو 22 رفت و از قسمت كابين به بعد سوخو به طور كلي منهدم شد اما خلبان با موفقيت از هواپيماي نيمه سوخته خود اجكت كرد. دومين فروند سوخو 22 هم با شليكي عالي به سرنوشت سوخو 22 ديگر دچار شد و بدين ترتيب بار ديگر برتري تامكت اثبات گرديد.

 

1983، نبرد بر فراز لبنان و درگيري با ميگ ها و موشك هاي SAM: در اواخر سال 1983، نيروهاي حافظ صلح آمريكا در منطقه لبنان، كشوري كه درگير جنگ هاي داخلي است،  مورد تهديد حملات نيروهاي گروه هاي نظامي لبنان و نيروهاي سوريه قرار گرفتند. در نتيجه اين حملات، اسكادران هاي VF-11 و VF-31 از روي ناو هواپيمابر جان اف كندي به انجام عمليات پرداختند. در طي اين عمليات، هواپيماهاي تامكت به شدت مورد تهاجم موشك هاي زمين به هواي SAM و موشك هاي AAA قرار گرفتند، هر چند كه هيچ از آن ها به تامكت ها برخورد نكرد. يكي از خلبانان اسكادران VF-11 مي گويد: «در يكي از پروازهاي خود بر فراز لبنان كه در اصل ماموريت شناسايي به وسيله سيستم TARPS بود، به طور همزمان رادار تامكت من بر روي هشت هواپيماي ميگ قفل نمود، اما ميگ ها با انجام مانورهاي سپليت اس مانع از قفل صحيح و شليك مي شدند، هر چند كه نهايتاً هواپيماهاي دشمن به سمت سوريه عقب نشيني كردند.» در اين عمليات هيچ هواپيماي تامكتي ساقط نشده و حتي آسيبي به آن ها نرسيد، در حالي كه در حملات بعدي دو هواپيماي A-6 و A-7 سرنگون شدند.

 

1985، نجات هواپيماي مسافربري از بند ربايندگان توسط تامكت ها: در سال 1985، هواپيماي مسافربري متعلق به خطوط هوايي مصر در پرواز مصر به ليبي توسط هواپيما ربايان سازمان آزادي بخش فلسطين براي در فشار گذاشتن دولت اسرائيل به منظور آزادي زندانيان سياسي ربوده شد. به منظور آزادي هواپيماي مسافربري از بند ربايندگان، هفت هواپيماي اف-14 تامكت مامور رهگيري هواپيماي بوئينگ 737 شدند كه سه فروند از اين هواپيما ها براي دفع خطر احتمالي تهاجم هواپيماهاي ليبيايي در نظر گرفته شدند. يك هواپيماي پيش اخطار E-2 از قبل موقعيت دقيق هواپيماي قرباني را مشخص كرده و تامكت ها را بدان سمت هدايت نمود. هواپيماهاي تامكت در شرايط سخت پرواز شبانه و سكوت كامل راديويي و همچنين در حالتي كه تمام چراغ هاي بيروني هواپيماها خاموش شده بود، به بوئينگ 737 قرباني نزديك شدند. هواپيماهاي F-14 به گونه اي جالب در جلو، عقب و طرفين هواپيماي بوئينگ 737 قرار گرفتند و پس از ثبات موقعيت، تامكت ها تمام چراغ هاي خود را روشن كرده و ارتباط راديويي خود را با خلبان بوئينگ 737 برقرار نمودند. هواپيماي تروريست ها به شيوه اي بسيار غافلگير كننده رهگيري شده و تا فرودگاهي در ايتاليا اسكورت شد. پس از فرود، گروه هاي پليس هواپيما را احاطه كرده و تروريست ها را با موفقيت دستگير نمودند.

 

1989، ساقط شدن دو فروند ميگ 23 ليبيايي توسط تامكت هاي USN: روز چهارم ژانويه سال 1989، بار ديگر نيروي هوايي ليبي مغلوب نيروي دريايي آمريكا شد. دو فروند F-14 تامكت كه از ناو هواپيمابر جان اف كندي برخاسته بودند، بار ديگر در حريم بين المللي هواپيماهاي ليبيايي را مشاهده كردند. يك روال كاملاً معمولي اين بود كه همانند اكثر اوقات رادار قدرتمند AN/AWG-9 هواپيماهاي تامكت روي هواپيماي دشمن قفل مي شد تا هواپيماهاي دشمن از وجود قفل راداري آگاه شده و امكان بازگشت بدون درگيري براي آن ها به وجود مي آمد. معمولاً همين اقدام براي دور كردن هواپيماهاي دشمن كافي بود، چرا كه صداي قفل رادار مسلح AWG-9 به اندازه كافي ترسناك است كه هواپيماهاي نسل سوم روسي را بترساند. اما انگار اين بار خلبانان ليبيايي شجاع تر از اين حرف ها بودند چرا كه به نزديك تر شدن به تامكت هاي آمريكايي ادامه دادند. پس از هشت دقيقه مانورهاي دو طرف براي يافتن موقعيت خوب شليك، سرانجام دستور درگيري از سوي مركز فرماندهي ناو صادر شد. نخستين تامكت روي هدف قفل كرده و موشك اسپاروي خود را شليك كرد، اما موشك به هدف برخورد نكرد. اين در حالي بود كه موشك دوم شليك شده از همين هواپيما هدف خود را پيدا كرده و با موفقيت به آن اصابت نمود. تامكت دوم نيز به دليل فاصله نزديك استفاده از موشك سايدوايندر خود را ترجيح داده و موشك را شليك كرد. اين موشك نيز به هدف اصابت نموده و به داخل اگزوز موتور هواپيماي دشمن رفت.

 

1991، جنگ خليج و آزادسازي كويت: در سال 1991، شش ماه بعد حمله نيروهاي عراق بعث به كويت به منظور اشغال چاه هاي نفت آن كشور، نيروهاي متحد حملات گسترده اي را عليه عراق صورت دادند. نيروي هوايي كشورهاي متحد كاملاً بر نيروي هوايي عراق پيروز بود و اين مسئله از تعدد هواپيماهاي نيروهاي متحد و همچنين عدم پشتيباني غرب از عراق و فرسوده بودن جنگنده هاي عمدتاً روسي عراقي ناشي مي شد. تعداد فراواني از جنگنده عراقي براي جلوگيري از نابودي و انهدام به ايران پناه آوردند، به طوري كه حتي در حال حاضر جنگنده هايي چون سوخو 24، ميگ 21، سوخو 22 و A-50 هاي عراقي در ايران مشغول به خدمت اند. در اين جنگ حادثه كلاسيك «شكار ميگ» رخ نداد و اين بدان دليل بود كه اكثر جنگنده هاي عراقي با مشاهده جنگنده هاي نيروهاي متحد در فواصل نزديك اقدام به عقب نشيني و حتي فرار مي كردند. اف-14 هاي نيروي دريايي عمليات مختلفي را در اسكورت ناوهاي هواپيمابر و هواپيماهاي آواكس در اين جنگ انجام دادند. شايعه ها دال بر آن بود كه خلبانان عراقي كاري مشابه آن چه در مقابل اف-14 هاي ايران در جنگ تحميلي انجام دادند را صورت مي دادند، بدين ترتيب كه به محض آگاهي از قفل شدن رادار تامكت روي هواپيمايشان، مسير كاملاً مخالف را پيش رو گرفته و تقريباً از منطقه خطر تنها مي گريختند.  تنها شكار تامكت در اين جنگ سرنگوني يك فروند هليكوپتر ميل-8 هيپ با موشك سايدوايندر بود كه از فاصله نزديك صورت گرفت. در ششم فوريه 1991، يك فروند F-14B از اسكادران VF-103 از بين رفت كه در طي اين حادثه، يكي از خلبانان نجات يافت و ديگري به اسارت گرفته شده و در پايان جنگ آزاد گرديد.

 

2000-1999، جنگ يوگسلاوي سابق: در طي جنگ يوگسلاوي، شايد F-14 بزرگترين و موثر ترين نقش هاي عمر خدمتي خود را ايفا كرد. در اين نبرد هواپيماهاي تامكت از اسكادران هاي مختلف براي پرواز در ماموريت هايي چون پشتيباني نزديك، بمباران دقيق با بمب هاي ليزري و ماموريت هاي شناسايي به كمك سيستم پيشرفته TARPS شركت داشتند. از ناو هواپيما بر يو اس اس تئودور روزولت كه به جنگ يوگسلاوي و خصوصاً نبرد كوزوو فرستاده شده بود، در بين ماه هاي آورين و ژوئن همان سال تعداد 4270 سورتي پرواز انجام شد كه از اين تعداد 3055 عدد آن ها پروازهايي عملياتي بودند كه در آن ها هواپيماهاي تامكت از اسكادران VF-14 و F/A-18 نقش موثري داشتند. در اين عمليات تعداد 477 هدف تاكتيكي و حدود 80 هدف ثابت نابود گرديد در حالي كه آمار سقوط يا سرنگوني هواپيماهاي خودي هنوز صفر بود.

 

2001، عمليات عليه تروريسم پس از حادثه يازدهم سپتامبر: در يازدهم سپتامبر سال 2001 ميلادي، تروريست هاي گروه هاي وابسته با ربودن هواپيماهاي مسافربري در بين راه و هدايت آن ها به سمت شهر نيويورك و برخورد كردن آن ها با دو ساختمان تجارت جهاني، موجب كشته شدن هزاران انسان بيگناه شدند. در اين حادثه دو ساختمان برج هاي دوقلوي تجارت جهاني به شدت آسيب ديدند، به همين دليل تعمير آن ها مقرون به صرفه تشخيص داده نشده و هر دو ساختمان براي هميشه از آن منطقه حذف شدند. بلافاصله در دوازدهم سپتامبر، ناتو بيانيه ي جديدي صادر كرد كه به موجب آن حمله يك كشور عضو اين سازمان، حمله به تمام كشورهاي عضو آن بود و همه مي بايست در دفع تهاجم شركت كرده و كشور متجاوز را به عقب نشيني وادار كنند. به زودي تروريست ها شناسايي شدند. اين تروريست ها تحت فرماندهي شخصي به نام اسامه بن لادن كه در افغانستان زندگي مي كرد و مورد حمايت رژيم طالبان بود به فعاليت مي پرداختند. چند هفته پس از تهاجم به ساختمان هاي تجارت جهاني، نيروهاي آمريكايي و انگليسي عمليات گسترده اي را عليه شبكه تروريست ها و نيروهاي آن ها در افغانستان آغاز كردند. در اين عمليات هواپيماهاي F-14 كاملاً مسلح به همراه هواپيماهاي F/A-18 از روي ناوهاي هواپيمابر به انجام عمليات پرداختند و هدف هاي زيادي چون پايگاه ها، تسليحات، كمپ هاي تمرين نبرد و همچنين واحد هاي نيروي رژيم طالبان را نابود كردند. در نهم اكتبر 2002، هواپيماي F-14 متعلق به اسكادران VF-14 مسير 1700 مايلي خليج فارس تا مزار شريف را براي عمليات بمباران دقيق طي كرد كه در اين عمليات، هواپيماهاي رژيم طالبان به كلي منهدم شدند.

منبع :

military و خودم

 

+ نوشته شده توسط امیر حسین در چهارشنبه دوازدهم مهر 1385 و ساعت 20:20 |

هواپیمای mig 31

میگ-31 نوع ارتقا یافته و جایگزین میگ-25 میباشد که در زمان خود بی رقیب بود و اکنون جای خود را به پسرش داده است. بی شک میگ-31 پرقدرتمندترین رهگیر روسیه و در کل جهان میباشد که توانایی رهگیری همزمان چندین جنگنده مهاجم را دارا میباشد و نیز اولین جنگنده عملیاتی شوروی با توانایی نگاه به پایین و شلیک به پایین میباشد. این جنگنده از راداری بسیار قوی با نام Zaslon بهره میبرد که به فاکس هوند این امکان را میدهد تا همزمان به 4 (در مدلهای اولیه) هدف حمله کند و نیز دیگر جنگنده های دشمن را تحت کنترل داشته باشد! طبق نظر بعضی کارشناسان این رادار قویترین و بهترین رادار جهان میباشد که حتی میتواند استیلت را هم شناسایی کند! از نظر سیستم رانش نیز میگ-31 از دو موتور توربوجت با پس سوز D-30F6 بهره میبرد که هر کدام تراستی برابر 93KN تولید مینمایند و با آنها فاکس هوند سرعتی برابر با 3 برابر صوت پیدا میکند! طراحی و شکل ظاهری میگ-31 بسیار شبیه به میگ-25 میباشد و دقیقا مانند آن دارای 2 جایگاه تسلیحات در زیر هر بال و یکی در انتهای بال به اضافه 4 جایگاه در زیر بدنه هواپیما میباشد. در دهه 1990 با توجه به قدرتمندتر شدن جنگنده های غربی روسیه فاکس هوند های خود را ارتقا داد که تواناییهای میگ-31 بسیار بهتر و بیشتر از قبل شد که امروزه این مدل با نام MiG-31BM شناخته میشود. MiG-31BM دارای آیونیکی بسیار قویتر از نسلهای قبلی خود میباشد و میتواند به راحتی با اهداف هوایی یا زمینی درگیر شود. و نیز به واسطه رادار پرقدرت خود میتواند همزمان 24 جنگنده دشمن را شناسایی کرده و با 6 تا از آنها درگیر شود! این رادار جدید همچنین میتواند به نحو احسن اهداف زمینی را نیز شناسایی کند.



MiG-31A

کشور سازنده : شوروی سابق
هواپیماهای مشابه : MiG-25 , F-14 , F15
تعداد سرنشین : 2 نفر
ماموریت اصلی : رهگیر تمام آب و هوایی + ایجاد امنیت هوایی
طول : 21.5 متر
طول بال : 14 متر
ارتفاع : 6.6 متر
حداکثر سرعت : 3 ماخ
وزن خالی : 22 تن
وزن استاندارد : 37 تن
حداکثر وزن : 47 تن
نوع و قدرت موتور : دو موتور توربوجت با پس سوز D-30F6 هر کدام با تراست 93 کیلو نیوتن
حداکثر تحمل G : در سرعتهای فراصوت +5 جی
حداکثر برد : 3300 کیلومتر
شعاع عملیاتی : 720 کیلومتر
ارتفاع پرواز : 25 کیلومتر
ارتفاع پرواز از سطح دریا : ؟
مدت زمان برای رسیدن به ارتفاع 20 کیلومتری : 8 دقیقه و 54 ثانیه
قابلیت سوختگیری هوایی : ندارد
حسگرها : LD/SD TWS radar, possible IRST, RWR (رادار Zaslon S-800 با برد 200 کیلومتر)
نوع تسلیحات : یک قبضه توپ 23 میلی متری GSh-6-23 + موشکهای هوا به هوای R-33 , R-40 , R-60 , R-73

MiG-31BM

این مدل در بسیاری جهات شبیه مدلهای قبلی است و در اینجا فقط نکات مهم را بیان میکنم.
نوع رادار : Zaslon-M با برد 400 کیلومتر و توانایی شناسایی استیلت ، همزمان 24 هدف را شناسایی و به 6 تا از آنها حمله میکند و بقیه را نیز تحت نظر دارد.
توانایی جنگ الکترونیک : دارای سیستم مدرن ECM و ضد ECM
آیونیک این مدل بسیار پیشرفته تر از مدلهای قبلی است.
نوع تسلیحات :
یک قبضه توپ 23 میلی متری GSh-6-23
موشکهای هوا به هوای R-27 , R-33 , R-37 , R-40 , R-60 , R-73 , R-77
موشکهای هوا به زمین Kh-31P , Kh-58
قیمت میگ-31 بی ام : 40 میلیون دلار

توضیحاتی چند در مورد موشکهای هوا به هوای قابل حمل توسط میگ-31 :
R-27 با برد 70 الی 170 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : 3600 Km/h
R-33 با برد 160 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : 3700 Km/h
R-37 با برد 300 ، حداکثر سرعت هدف : ؟
R-40 با برد 50 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : ؟
R-60 با برد 10 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : ؟
R-73 با برد 40 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : 2500 Km/h
R-77 با برد 90 الی 160 کیلومتر ، حداکثر سرعت هدف : 3700 Km/h

چگونگی ظرفیت حمل موشکهای هوا به هوا در MiG-31BM :

A) 8 R-33 & 2 R-60 or R-73
B) 6 R-33 & 2 R-40 & 2 R-60 or R-73
C) 4 R-33 & 4 R-40 & 2 R-60 or R-73
D) 4 R-33 & 4 R-73 & 2 R-40 & 2 R-60 or R-73

+ نوشته شده توسط امیر حسین در پنجشنبه ششم مهر 1385 و ساعت 13:21 |

موشك هاي بالستيك

 

هنگامي كه ايالات متحده آمريكا و اتحاد جماهير شوروي پيمان منع گسترش موشك هاي بالستيك را امضا كردند فقط ۹ كشور موشك بالستيك داشتند در صورتي كه امروز بيش از ۳۰ كشور موشك بالستيك دارند و ۱۴ كشور در توليد يا صادرات موشك بالستيك و تكنولوژي مربوط به آن دست دارند.
يكي از بازوان پر قدرت و تواناي هر كشوري يا بهتر است بگوييم پر قدرت ترين بازوي تواناي هر كشور نيروي نظامي آن است. نيروهاي نظامي به چندين بخش زميني، هوايي و دريايي تقسيم مي شوند كه در تمام آنها هدف اصلي يكي است ولي شيوه كارها با يكديگر تفاوت دارد. در تمامي بخش ها وجود چندين هزار خدمه لازم است تا نقشه ها به صورت صحيح و كامل اجرا شود.
وجود خدمه زياد در يك يگان نظامي هنگام جنگ باعث تلفات جاني زيادي خواهد شد همان طور كه مي توان در جنگ جهاني اول و دوم اين فاجعه را به وضوح ديد. به همين خاطر چندين دهه است كه كشورها به دنبال ساخت تجهيزاتي هستند كه بدون استفاده از انسان و تنها با يك نظارت الكتريكي به مناطق مختلف كشورها حمله برد تا ديگر از تلفات جاني خبري نباشد. هواپيماهاي بدون سرنشين (UAV) از اين قبيل هستند ولي از مهم ترين مقوله اين امر مي توان موشك ها را نام برد.
رعب انگيزترين و مخوف ترين وسيله نظامي است به گونه اي كه اگر كشوري قدرت موشكي بالايي داشته باشد مي تواند با آسايش و آرامش امنيت خود را حفظ كند.
در دنياي امروز به رغم امضاي پيمان نامه هاي متعدد كشورها و قراردادهاي بين المللي كه براي كنترل تكنولوژي موشكي در سازمان ملل به امضا مي رسد، در نهايت كشوري حرف اول را مي زند كه به لحاظ موشكي مجهزتر باشد. تا قبل از جنگ جهاني دوم بنا به مقتضيات جنگ فقط چندين كشور در حال جنگ بودند كه ابرقدرت موشكي محسوب مي شدند مانند روسيه و آلمان. در واقع جنگ براي اينها مانند كاتاليزوري در عرصه پيشرفت در صنايع موشكي بود.
پس از فروكش كردن التهابات جنگ جهاني دوم، بسياري از كشورها دست به كار شدند و شروع به ساخت و يا حداقل خريد موشك كردند زيرا مي دانستند اگر سيستم موشكي قوي داشته باشند پشتوانه خوبي براي حفظ امنيت دارند. هر روزه انواع موشك ساخته و آزمايش مي شد كه در اين ميان يك تكنولوژي توجه همگان را به خود جلب كرد و آن موشك هاي بالستيك بود.
يك موشك بالستيك يك ماشين تحويل موشك ـ مولد، شامل سيستم رهيابي و محفظه حمل مهمات است كه اساساً عليه اهداف زميني و سطحي مورد استفاده قرار مي گيرد. انواع گوناگون موشك هاي بالستيك برحسب برد طبقه بندي شده اند.


۱
ـ موشك بالستيك جنگي كوتاه برد (BSRBM) با برد ۱۵۰ كيلومتر
۲
ـ موشك بالستيك كوتاه برد (SRBM) با برد ۷۹۹ـ۱۵۰ كيلومتر
۳
ـ موشك بالستيك ميان برد (MRBM) با برد ۲۳۹۹ـ۸۰۰ كيلومتر
۴
ـ موشك بالستيك دوربرد (IRBM) با برد ۵۴۹۹ـ۲۴۰۰ كيلومتر
۵
ـ موشك بالستيك قاره پيما (ICBM) با برد ۵۵۰۰ كيلومتر به بالا


نوع خاص ديگري از موشك بالستيك هم وجود دارد كه از زيردريايي شليك مي شود و با نام اختصاري SLBM شناخته مي شود. در ساخت موشك هاي بالستيك مبحث پيشرانش كه مشخص كننده برد موشك است مهم ترين مسئله است كه اين ميزان برد، معيار سنجش قدرت تخريبي موشك است. موشك هاي بالستيك براي شناسايي دقيق هدف يك محفظه هدايت براي حمل دقيق كلاهك به هدف مورد نظر را دارا هستند و فرق ميان اين محفظه هدايت كنترل موشك و دقت آنها را متفاوت مي كند.


شليك يك موشك بالستيك در چندين مرحله انجام مي شود. پس از اين كه موشك به فضاي بالاي جو رفت و در اصل فاز شليك را به پايان رساند قسمتي از آن جدا شده و ديگر تبديل به يك RV «دستگاه ورود مجدد» مي شود كه خود را در فضا رها مي كند و شامل كلاهك و قسمت هاي رهيابي است. پس از جداشدن RV ديگر وظيفه اش را به تنهايي انجام مي دهد تا خود را به هدف موردنظرش برساند. «ماشين هاي ورود مجدد چندمنظوره MIRV كه توسط موشك هاي بزرگتر حمل مي شوند نيز مي توانند به طور مستقل به سوي هدف سير كنند


برد بسيار بالا و توانايي حمل مقدار زياد مهمات و حمل كلاهك هاي هسته اي موشك هاي بالستيك را از ديگر موشك ها جدا مي كند. با وجود اين كه موشك هاي بالستيك جزو سلاح هاي كشتارجمعي (WMD) محسوب نمي شود ولي مي تواند مقدار زيادي از انواع سلاح هاي كشتارجمعي را حمل كند و به عنوان يك منبع نگراني براي كشورها به  حساب آيد. فناوري موشك هاي بالستيك هم بعد از جنگ جهاني دوم رشد و نمو پيدا كرد و از دهه ۱۹۵۰ ابرقدرت هاي موشكي به وجود آمدند كه تهديدي براي كشورهاي ديگر محسوب مي شدند.
در اين زمينه اتحاديه جماهير شوروي يك سر و گردن از رقباي خود بالاتر بود. با گذشت زمان پر قدرت تر شد و همواره حرف اول را مي زد؛ اين امر كشورهاي ديگر مخصوصاً رقيب سرسختش يعني ايالات متحده آمريكا را آزار مي داد. روسيه در عين حال با توجه به مصالح اقتصادي ـ سياسي كشورش گوشه اي از اين قدرت را با برخي از كشورها، خصوصاً چندين كشور آسيايي تقسيم كرد. اين قضيه آمريكا را به تاملي سخت در عرصه نظامي كشاند زيرا به جز قدرتمندشدن كشورها اين نگراني وجود دارد كه كشورهاي تحت سلطه، خود به تنهايي به گسترش تكنولوژي موشك بالستيك دست يافته و به ساخت موشك بپردازند.


تقريباً تمامي كشورهاي آسيايي خريدارهاي بسيار خوبي براي روسيه هستند و در فهرست موشك هاي اين كشورها حداقل نام يك يا دوتا از موشك هاي روسي ديده مي شود و حتي به غير از كشورهاي آسيايي، اروپايي ها نيز به همين گونه اند. به غير از روسيه و چين در آسيا، ايران و كره شمالي نيز در زمينه موشكي قوي هستند. كره شمالي با داشتن موشك هاي بالستيك از قبيل تائپودونگ ۱و۲ (Taepodong1,2) و يا نودونگ ۱ و ۲ (Nodong1,2) به گستره اي به شعاع ۴۰۰۰ تا ۶۰۰۰ كيلومتري اطراف كشورش مسلط است و ايران نيز با داشتن موشك هاي زلزال و شهاب سه (شهاب چهار در حال آزمايش است) قدرت بزرگي در منطقه محسوب مي شود. نگراني هاي آمريكا از گسترش و فروش موشك هاي بالستيك دولت رونالد ريگان را متاثر كرد. به نحوي كه تمركز نيروي نظامي آمريكا را به اين موضوع برانگيخت و زماني شوروي نخستين موشك بالستيك قاره پيماي (ICBM) خود را پرتاب كرد كه توانايي حمل سلاح هاي هسته اي و غيرهسته اي در حجم بالا را داشت. نيروي نظامي آمريكا موفق به طرح سيستم دفاع موشك هاي بالستيك (Defensive Ballestic Missile) شد ريگان طراحان و مهندسان هوافضاي خود را بر سيستم ابتكاري دفاع راهبردي ـ فضايي متمركز كرد كه اين تمركز موجب ارتقاي چشمگير سطح تكنولوژي دفاع موشكي بالستيك (BMD) آمريكا شد. گونه هاي جديد اين سيستم را در دوران رياست جمهوري جورج بوش هم به گونه اي تكميل يافته تر مي بينيم.
بسياري از متخصصان آمريكايي متذكر شدند كه سيستم دفاع موشكي بالستيك بسيار پرهزينه تر از سيستم حمله موشكي است و بايد بيشتر به حمله موشكي متكي بود. موشك هاي بالستيك در جنگ ها خسارات زيادي به كشورها وارد كرده اند. به عنوان مثال در جنگ جهاني دوم آلمان چيزي بيش از سه هزار موشك بالستيك به نام V-2 «ملقب به اسلحه انتقام» به انگلستان و آنتروپ طي سال هاي ۴۵ـ۱۹۴۴ شليك كرد. در جنگ ايران و عراق بارها از موشك هاي اسكاد روسي استفاده شد در جنگ خليج فارس عراق از موشك هاي بالستيك استفاده كرد و بسياري از نقاط عربستان سعودي را در سال ۱۹۹۱ نشانه گرفت كه يك موشك به يك پايگاه نظامي آمريكايي اصابت كرد و ۲۸ سرباز آمريكايي در آن مردند.


موشك هاي بالستيك همواره باعث ايجاد تنش بين كشورها بود. براي نمونه بحران موشك هاي بالستيك كوبا در سال ۱۹۶۲ كه با تحويل موشك هاي دوربرد اتحاديه جماهير شوروي به كوبا انجام شد جنگ سرد را گرم تر كرد يا بحران تايوان در سال ۱۹۹۶ پس از انتخابات دموكراتيك چين چندين موشك بالستيك به خطوط كشتيراني نزديك تايوان شليك كرد و در اواخر دوران تائپودونگ در سال ۱۹۹۸ كه كره شمالي يك موشك بالستيك را به طور غيرمنتظره روي محدوده هوايي ژاپن آزمايش كرد باعث اعتراض كشورهاي غربي شد.
هنگامي كه ايالات متحده آمريكا و اتحاد جماهير شوروي پيمان منع گسترش موشك هاي بالستيك را امضا كردند فقط ۹ كشور موشك بالستيك داشتند در صورتي كه امروز بيش از ۳۰ كشور موشك بالستيك دارند و ۱۴ كشور در توليد يا صادرات موشك بالستيك و تكنولوژي مربوط به آن دست دارند. پس همواره تهديد شليك يك موشك بالستيك از طرف اين كشورها وجود دارد و مهم تر از آن فروش يك موشك به يك گروه تروريستي !
براي جلوگيري از اين امر موافقتنامه بين المللي كنترل تكنولوژي موشكي (MICR) كه موافقتنامه اي داوطلبانه است در سال ۱۹۸۷ بين ملل و دول مختلف براي كنترل جابه جايي موشك ها و تكنولوژي هاي مربوطه كه قابليت  حمل سلاح هاي كشتارجمعي (WMD) را ايجاد مي كند بسته شده است ولي آيا مي توان مطمئن بود كه تمامي كشورها به همه توافقنامه هايي كه امضا كرده اند، پايبند بمانند. همانند آمريكا كه يك شبه بدون گرفتن هيچ اجازه و مدركي و با زير پا گذاشتن تمامي موافقتنامه ها و تعهدنامه هاي بين المللي به عراق حمله كرد و هيچ كدام از آنها را در نظر نگرفت؟


+ نوشته شده توسط امیر حسین در چهارشنبه پنجم مهر 1385 و ساعت 20:12 |
موشك S-300PMU امروزه يكي از بهترين موشكهاي دفاع هوايي روسي به شمار مي‏رود كه مشابه موشك پاتريوت آمريكايي ارزيابي مي‏شود هرچند كه قابليتهاي و دقت عمل بسيار بهتري نسبت به آن (پاتريوت) دارد و مي‏تواند بر عليه همهء جنگنده‏هاي موجود ايالات متحده به كار گرفته شده و آنها را ساقط كند. رادار اين موشك، از فاصلهء 250 كيلومتري، جسم پرنده‏اي به ابعاد 25 سانتي‏مترمربع را به راحتي تشخيص مي‏دهد. این موشک بردی معادل ۳۰۰ کیلومتر دارد و میتواند همزمان چند هدف رارهگیری و همزمان به دو هدف حمله کند در ضمن این موشک نمونه ارتقا یافته سام۵ است که هنوز هم یکی از بهترین موشک های ضد بالستیک و هواپیما است البته با تغیرات بسیار زیاد . sam10 

 

+ نوشته شده توسط امیر حسین در چهارشنبه پنجم مهر 1385 و ساعت 13:51 |

سامانه ي موشكي SA.5 يا آن طور كه همه جا رايج است S.200 در اواخر 1950 تكميل آن بعنوان يك پدافند ارتفاع بالا ي موثر و پدافند موشكي بالستيك طراحي گرديد اين سامانه در اصل براي رهگيري هواپيماهايي همچون SR.71 و XB-70  و موشكهاي بالستيك آمريكا طراحي گرديد كه قوقايي به پا نمود اين موشك بطور كلي در سه نمونه طراحي گرديد  نمونه متعارف نمونه ي باسرجنگي هسته اي و نمونه ي با سرجنگي متعارف وسامانه هاي كنترلي ارتقاع يافته كه بمنظور مقابله با هواپيماهاي اخلاگر همچون E-3 ارتقاع يافت از نظر سيستم كنترل راداري S.200 از يك رادار مراقبت P.50 بارلاك B (باند E/F) با برد 390 كيلومتر و رادار ارتفاع ياب متداول PRV-11 سايدنت با برد 180 كيلومتر و رادار درگيري اسكوير پير با برد 160 كيلومتر
 SA.5 اصولا در برابر اهداف ارتفاع پايين ناتوان است اين سلاح در برابر اسرائيل حضوري فعال داشت و خلبانان جنگنده هاي اسرائيلي را كلافه نمود كشور هاي دارند
مشخصات:
طول:10.6 متر
قطر:0.86
برد: بين 150 تا 300
 كلاهك:سر جنگي 217 كيلوگرم يا سرجنگي هسته اي كوچك
 لانچر:10 (1 پرتابگر در گروه هاي گروه هاي 10 تايي پدافندي )
كشور هاي كاربر:
روسيه,ايران,روسيه سفيد,گرجستان,آلمان,هند,مجارستان,لهستان, بلغارستان,ليبي,كره شمالي,سومالي,سوريه,اسلواكي و.......

+ نوشته شده توسط امیر حسین در سه شنبه چهارم مهر 1385 و ساعت 22:28 |