تبليغاتX
خوش آمدید امیدوارم لذت ببرید سلاح
سالروز تشکیل نیروی هوایی

معرفی هواپيماي ميگ-29


نمایي كلي از هواپيماي ميگ29 :

هواپيماي ميگ 29 (نامگذاری ناتو: فالكرومFulcrum ) با هدف ايجاد برتري هوايی توسط اتحاد جماهیر شوروی طراحی و ساخته شد . طراحي و ساخت اين هواپيما توسط شركت ميكويان از سال1970 آغاز و اولين فروند از اين هواپيما در سال1983 وارد خدمت شد . هواپيماي ميگ 29 از بهترين محصولات صادراتي براي شوروي در زمان خود و براي روسيه در حال حاضر بوده و توانسته سود قابل توجهي را نصيب سازندگان خود كند .

تاریخچه ي هواپيماي ميگ29 :
برنامه ي ساخت هواپيماي ميگ 29 به سال1969 بازمیگردد و در آن زمان شوروی برنامه FX ایالات متحده را زیر نظر داشت و برنامه ي FX كه به ساخت هواپيماي اف15 ( F-15 EAGLE) منجر گرديد دليل تصميم شوروي براي طراحي و ساخت هواپيما ميگ 29 بود و درك كردن اين موضوع از سوي شوروي بود كه هواپیماهای جديد ساخت آمريكا تا حد قابل توجهي داراي برتري نسبت به هواپيماهاي شوروي هستند و از تکنولوژی پيشرفته تري نسبت به اين كشور برخوردار هستند .
هواپيماي ميگ 21(MiG-21 Fishbed) با وجود چالاكي زياد و قدرت مانور خوب خود در طول روز در شب قادر به انجام ماموریت نبود و از كم بودن برد عملياتي خود و عدم توانايي استفاده از جنگ افزارهاي گوناگون در حد قابل ملاحظه اي رنج میبرد . هواپيماي ميگ23 (MiG-23 Flogger) كه با هدف مقابله با هواپيماي اف4 فانتوم (F-4 Phantom II) طراحي و ساخته شده بود با وجود سرعت و برد عملياتي مناسب و داشتن فضاي كافي براي حمل سوخت و جنگ افزارهاي مختلف ولي از قدرت مانور كمي دارد و در نبردهاي داگفايت تا حد زيادي ناموفق نشان ميداد در اين شرايط شوروي به وجود يه يك هواپیما كه ضمن داشتن چالاكي و قدرت مانور خوب داراي برد عملياتي كافي و امكان استفاده از جنگ افزارهای گوناگون در حد خوبي را داشته باشد احساس ميكرد و در كنار اين موارد اين هواپيما بايد از سیستمهای پیشرفته اي براي رقابت با هواپیماهای ساخت امريكا هم استفاده ميكرد.در واكنش به اين نياز ستاد فرماندهي شوروي درخواست ساخت هواپيما پشرفته تاكتيكي را ارائه داد و اين درخواست را در طرح PFI (Perspektivnyi Frontovoi Istrebitel ) كه مخفف هواپيماي پيشرفته تاكتيكي به زبان روسي است را ارائه داد . مشخصات خواسته براي اين طرح از سوي شوروي تا حد زيادي افراطي و جاه طلبانه بود هواپيماي مورد درخواست آنان بايد برد عملياتي زياد / داراي قابليت خوب براي نبردهاي نزديك / چالاكي و مانور عالي / داراي حداقل سرعت2 ماخ / داراي قابليت حمل تسليحات سنگين / به همراه استفاده از آيروديناميك پيشرفته كه اين مورد آخر توسط موسسه آيروديناميك روسيه به همراهي شركت سوخو در حال انجام مراحل تحيقياتي بود . (طرح آيروديناميك مورد نظر شوروي توسط موسسه آيروديناميك روسيه و شركت سوخو در حال انجام مراحل تحقيقاتي بود و شركت ميكويان از نتايج اين تحقيقات در ساخت هواپيماي ميگ29 استفاده كرد).
در سال1971 شوروي اعلام كرد طرح هواپيماي PFI يا همان هواپيماي پيشرفته تاكتيكي پر هزينه است و با قابليت برآورده نمودن نيازهاي آمريكا براي ساخت هواپيماي جنگنده سبك وزن به مانند اف16 (F-16 Fighting Falcon) و اف17(YF-17 Cobra) بود و شوروي دو طرح جديد با نامهاي LPFI و TPFI براي ساخت ارائه داد طرحLPFIساخت يك هواپيماي تاكيكي پيشرفته سبك وزن و طرح TPFI ساخت يك هواپيماي تاكتيكي سنگين وزن بود و تفاوت طرح PFI ابتدايي شوروي و طرح دوم PFI در تخصصي تر شدن آن است . طرح كلي PFI هواپيماي پيشرفته تاكتيكي اوليه به دو طرح تخصصي تر تبديل شد كه در هر كدام به روي بعضي از مشخصات بيشتر از ساير مشخصات با توجه به هدف ساخت و نوع ماموريت تاكيد شده بود . طرح هواپيماي تاكتيكي پيشرفته سبك وزن يا همان LPFI به شركت ميكويان سپرده شد و سرانجام به ساخت هواپيماي ميگ29 منجر شد و طرح هواپيماي پيشرفته تاكتيكي سنگين وزن و يا همان TPFI براي مقابله با هواپيماي اف15 به شركت سوخو سپرده شد كه اين طرح نيز با ساختن هواپيماي سوخو 27 به پايان رسيد .
طراحي هواپيماي LPFI با مشخصات جديد در سال1974 شروع گرديد و به ساخت هواپيماي ميگ29 اي MiG-29A)) منجر گرديد اولين پرواز اين هواپيما در 6 اكتبر 1977 صورت گرفت .هواپيماي ميگ29 تنها يك ماه بعد از اولين پرواز خود در نوامبر 1977 ازسوي ماهوارهاي جاسوسي آمريكا مورد شناسايي قرار گرفت اين هواپيما هنگامي كه در مركز آزمايش پرواز ژوكوفسكي(Zhukovsky) در نزديكي شهرك رامنسكوي(Ramenskoye) حضور داشت مورد شناسايي قرار گرفت و ايالات متحده هواپيمايي با مشخصات شبيه به هواپيماي اف17(YF-17 Cobra) مشاهده كرد .
ميگ25بي(MiG-29B) با تاخيري كه به دليل حادثه در دو نمونه اوليه ميگ29 اي(MiG-29A) بدليل ايراد در موتورها بود در ژوئن سال1983 وارد خدمت شد و ناتو هواپيماي ميگ29 بي (MiG-29B) را فالكروم اي(Fulcrum-A) نامگذاری كرد. به طور منطقي بايد ميگ 29 A بايد فالكروم اي(Fulcrum-A) ناميده ميشد ولي بدليل آنكه تا قبل از آن ناتو ميگ29 A (MiG-29A) را مشاهده نكرده بود ميگ29بي را نمونه ابتدايي ميگ فرض كرد و فالكروم اي(Fulcrum-A) نامگذاری كرد هواپيماي ميگ29 يا همان (Fulcrum-A) در مجموع به تعداد 840 فروند توليد شد .اولين باري كه هواپيماي ميگ 29 به در غرب به نمايش عمومي درآمد در جولاي 1986 در فنلاند بود و بعد از آن در سپتامبر 1988 در نمايشگاه هوايي فارنبورو (Farnborough Air Show) در بريتانيا بود و غربيها تحت تاثير قدرت زياد و چالاكي اين هواپيما قرار گرفتند .
ميگ 29 در زمان شوروي مورد توجه اين شوروي قرار داشتند اما بعد از شوروي با وجود مجهز شدن به سيستمهاي آيونيكي پيشرفته و چند منظوره بودن و قابليت حمل مخازن سوخت خارجی و امکانات گسترده ديگر مورد توجه روسيه قرار نگرفتند كه اين به دليل سياست نامناسب مسئولان شركت ميكويان نسبت به شركت سوخو در شناخت خواست و تمايل مسئولان روسيه است با اين وجود مسئولان شركت ميكويان با گسترش اين هواپيما سعي در صادرات آن به خارج از كشور را دارند البته به نقل از منابع غير رسمي دستيابي غرب به اطلاعات هواپيماي ميگ29 از دلايل مهم اين تصميم از جانب مقامات روسيه است . اين هواپيما تاكنون به كشورهايي شامل : الجزاير /بنگلادش/بلغارستان/كوبا/چك /اتيوپي/اريتره/آلمانشرقي/مجارستان/عراق/ايران/هند/مالزي/برمه/ پرو/لهستان/روماني/صربستان/اسلواكي/سوريه و يمن فروخته شده است اين كشورها به همراه اقمار سابق شوروي به مانند بلاروس/قزاقستان/مولداوي/تركمنستان/اكراين و ازبكستان از استفاده كنندگان از اين هواپيما هستند . هواپيماي ميگ 29 در حال حاضر تحت پروژه های مختلف توسعه و بهينه سازي قرار دارد و آخرين نمونه هاي اين هواپيما ميگ29 اس ام تي (MiG-29) و ميگ29ام 2(MiG-29 M2) هستند .نمونه جديد ناو نشين هواپيماي با نام ميگ29 كي(MIG-29K) براي استفاده در نيروي دريايي هند كه به تازگي ناوهواپيمابر درياسالار گورشكوف را از روسيه خريداري كرده در حال توليد است .

سوابق نبرد هواپيماي ميگ29:

اين هواپيما به وسيله خلبانان عراقي در جنگ1991 خليج فارس و پيش آن نيز در جنگ اين كشور با ايران حضور داشت و بعد از آن از سوي صربستان به عنوان بزرگترین دارنده اين هواپيما در بلوك شرق در برابر انبوهي از جنگندهاي غربی از نظر تعداد و نوع قرار گرفته است و در جنگ ميان دو كشور اريتره و اتيوپي از سوي اريتره در برابر هواپيماهاي سوخو27 اتيوپي مورد استفاده قرار گرفت و در همه آنان يك شكست خورده بزرگ بوده چه در برابر هواپيماهاي غربي و چه در برابر هواپيماي سوخو27 و كارنامه موفقي از خود به جاي نگذاشت اما اين امر نه به دليل ضعف اين هواپيما بلكه بيشتر به دلايل خارجي به مانند استفاده كنندگان اين هواپيما و كيفيت هاي پايين نمونه صادراتي نسبت به نمونه اصلي بوده است كه باعث شده اين هواپيما ناموفق و غير قابل اعتماد جلوه كند .
هواپيماهاي تحت اختيار عراق در جنگ اول خليج فارس در برابر هواپيماهاي ايالات متحده و متحدانش كه با تعداد زياد و پشتيباني مناسب هوايي آسمان را در اختيار خود قرار داشتند نتواستند كاري از پيش برند و در حقيقت فرصتي براي اينكه خود را نشان دهند بدست نياوردند ودر جنگ دوم خليج فارس نيز هواپيماهاي ميگ29 عراق حتي از زمين نيز برنخواستند . فالكرومهاي عراق در جنگ با ايران نيز بيشتر با استفاده بمبهاي غير هدايت شونده و راكتها در نقش يك بمب افكن ظاهر شدند تا يك جنگنده براي انجام ماموریت تخصصي خود باشند.
هواپيماهاي تحت اختيار صربستان نيز با تكنولوژي و سلاحهاي مربوط به 15 سال قبل و مربوط به زمان جنگ سرد و شوروي سابق در برابر كه هيچگونه بهينه سازي نشده بودند و از كمبود قطعات يدكي رنج ميبردند در برابر انبوه جنگدهاي متعلق به ناتو كه در بهترين شرايط به سر ميبردند كاري از پيش نبردند .
اين هواپيما در جنگ افغانستان در مقابل هواپيماهاي22 افغانستان و و در نبرد كارگيل كشمير از سوي هندوستان هم مورد استفاده قرار گرفته و در چند نبرد كوچك ديگر هم شركت داشته است .

مشخصات عمومي هواپيماي ميگ29:

به دليل طرحهاي بسياري كه براي گسترش و بهينه سازي هواپيماي ميگ 29 بروي اين هواپيما صورت گرفته هواپيماي ميگ 29 فعلي با نمونه اصلي كه در قالب طرح LPFI توليد شد متفاوت است ميگ29 در حال حاضر از سيستم آيروديناميكي شبيه هواپيماي سوخو27 استفاده ميكند اگر چه داراي تفاوتهاي مشخص با سيتستم آيروديناميكي سوخو27 ميباشد . در ساختمان ميگ29 از آلومينيوم تا حد زيادي استفاده شده و در بعضي از نقاط نيز از تركيبات کامپوزیت نيز بهره گيري شده است . بالهاي اين هواپيما در بالاترين نقطه بدنه و بصورت يكپارچه و با زاويه 40 درجه به بدنه متصل هستند و دو بال افقي نيز در جوانب خروجي موتور هواپيما رو به بیرون نصب قرار گرفته اند . در هواپيماي ميگ29 از دو موتور توربوفن كليوف آر دي33 با پس سوز(Klimov RD-33) استفاده ميشود .ظرفيت مخازن سوخت داخلي ميگ29 بي (MiG-29B) تنها 3200 كيلوگرم است كه اين ظرفيت كم باعث شده است تا برد عملياتي اين هواپيما محدود باشد البته اين هواپيما ميتواند از تانكرهاي خارجي نيز استفاده كند

در نمونه هاي جديدتر ميگ29 از فضاي ميان بالها و بدنه و ساير فضاها نيز براي حمل سوخت بيشتر استفاده شده است و تمام نمونه هاي ميگ29 داراي توانايي سوختگيري در آسمان هستند كه اين امر به گسترش محدوده عملياتي و افزوده شدن به كارايي اين هواپيما كمك مينمايد نمونه هاي جديد ميگ29 ساختار آنان بهينه سازي شده و به ساختار (Fatback) تغيير يافته است اين ساختار با استفاده از فضاي داخلي و گسترش آن امكان افزودن به ظرفيت مخازن داخلي فراهم ميكند كه به صورت واضح در برامدگي كوهان مانند پشت هواپيما قابل ديدن است .
براي كنترل ميگ29 از كنترل هيدروليك استفاده ميشود اين سیستم هيدروليك شبيه سيستم هيدروليك سوخو27 (fly-by-wire) نيست اما اين هواپيما بسيار چالاك و از قدرت مانور خوب و پايداراي مناسبي برخوردار است و خلبان در هنگام چرخش به اطراف ميتواند به خوبي هواپيما را كنترل كند با توجه به اين عوامل و ساختار اين هواپيما هواپيماي ميگ29 ميتواند فشاري معدل9 جي را تحمل كند. به وسيله سيستمهاي كنترل نرم افزاري موجود هواپيما خلبان را از انجام حركاتي كه فشاري بيشتر از حد استاندارد باز ميدارد كه اين سيستم ميتواند توسط خلبان غير فعال شود . كابين خلبان در نمونه هاي عادي داراي صفحه نمايشگر HUD هستند و فاقد HOTAS هستند و به طور كلي آنالوگ هستند بنابراين وسايل عقربه اي فراواني در ان به چشم ميخورد و نكته اي كه در اولين نگاه به كاكپيت ميگ29 جلب توجه ميكند اين است كه اين كاكپيت بسيار شبيه به كابين خلبان هواپيماي ميگ23 است كه قابليت تغيير كاكپيت و سفارشي نمودن آن به سادگي ممکن است و به طور كلي نمونه هاي ابتدايي ميگ29 از نظر تكنولو‍ژي برتري چنداني نسبت به ساير هواپيماي ساخت شوروي ندارد .


در نمونه هاي ارتقا يافته شده ميگ29 كاكپيتهاي شيشه اي به همراه صفحه پيشرفته نمايشگر CRT چندمنظوره و HOTAS به اين هواپيما افزوده شده است و از صندلي پران Zvezda K-36D كه داراي كارايي خوبي است در كاكپيت ميگ29 استفاده ميشود .

در نمونه هاي ابتدايي ميگ29 از سيستم رادار تهاجمي فازترون آر ال پي كي(Phazotron RLPK-29 ) كه شامل رادار پالس داپلر N-019 ( نامگزاري ناتو: S-29 Slot Back ) است كه قابلیت نگاه به پايين و شليك به هدف را دارا است و در كنار آنها كامپيوتر ديجيتال Ts100.02-02 نيز وجود دارد . نمونه اصلي رادار N-019A كه با هدف مقابله با نمونه هاي غربي طراحي شده بود و اميد بسياري بدان ميرفت ولي نتوانست اين خواسته شوروي را براورده كند و باعث ناميدي شد . اين رادار داراي اشكالات جدي در زمينه كارايي در(BVR) در محدوده خارج از ديد (beyond-visual-range) است اين رادار براي رهگيري هدف يا همان تراك كردن (Track) اهدافي به اندازه يك جنگده تا شعاع 70 و در اندازه يك بمب افكن تا شعاع 90 كيلومتر بيشتر توانايي ندارد و براي اهداف كوچكتر و يا اهداف از پشت سر اين مقدار به35 كيلومتر كاهش ميابد . رادار N-019A توانايي شناسايي 10 هدف را در محدوده عملياتي خود در اختیار دارد اما تنها قادر به هدف قرار دادن بيش از يك هدف به وسيله موشك هاي هدايت شونده خود نيست از نقاط ضعف ديگر اين رادار در سيستم پردازش سيگنال آن است كه در شناسايي اهداف زميني و يا اهدافي كه ارتفاع كم هستند و در برابر اهداف بسيار يا اشباع هدف داراي ضعف است و استعداد خوبي براي جيمينگ شدن در برابر جنگ الكترونيك دارد و به سادگي از كار مي افتد . اين مشكلات باعث شده هواپيماي ميگ29 قادربه استفاده موثر از موشك هاي جديد هدايت شونده دوربرد آر27(R-27) در حداكثر برد عملياتي آنان نباشد اين اطلاعات در پي تباني و خيانت طراح وسازنده رادار فازترون آدولف تولكاچف(Adolf Tolkachev) و افشاي اين اسرار در سال1985 به سازمان CIA بدست امده بود . در پي ضعف زياد رادار(N-019A) شوروي با شتاب تصميم به اصلاح نمودن آن گرفت و براي رفع اين نواقص اقدام به بهينه و به روز رساني اين رادار كرد و نمونه ساخته شده توپاز (N-019M Topaz) نامگزاري شد و در هواپيماهاي ميگ29 اس (MiG-29S) مورد استفاده قرار گرفت اما اين اصلاح نيز مقامات شوروي را راضي نكرد و آنها خواستار ارتقا دوباره اين رادار و گسترش بيشتر قابليتهاي آن شدند و جديدترين نمونه ساخته شده رادار ژوك (N-010 Zhuk-M) بود كه برد عملياتي آن گسترش يافته بود كه از نظر ظاهري نيز تغييراتي نسبت به نمونه پيشين در آن اعمال شده بود كه شامل آنتن گيرنده مسطح بود و از پردازشگرهاي قدرتمند و مطمئن با قابلیتهای چند منظوره نيز بهره ميبرد و استعداد استفاده از موشكهاي هوا به هواي RW-AE ( نامگزاري ناتو: AA-12 Adder ) براي هواپيماي ميگ29 را فراهم ميكند . در نمونه جديدتر ميگ29 از S-31E2 KOLS كه يك مسافت ياب ليزري و(IRST) جستجو گير مادون قرمز است (infrared search and track) مدل (S-31E2 KOLS) كه بصورت چشم كروي در جلوي كاناپه خلبان نصب شده نيز بهره گرفته شده اين سيستم (IRST) ميتواند مستقل از رادار عمل كند و از دقت زيادي نيز برخوردار است . جنگ افزار موجود در ميگ29 شامل يك توپ 30 ميلي متري (GSh-30-1) نصب شده در كنار بالها و در نزديكي بدنه است و با خشاب 149 تير است كه در نمونه هاي جديدتر به 100 تير كاسته شده نمونه اصلي هواپيماي ميگ29 در حالت استفاده از تمام ظرفيت مخزن سوخت خود توانايي استفاده از توپ خود را نداشتند اما در نمونه هاي جديدتر اين مشكل تصحيح شد . سه جايگاه حمل سلاح در زير بالهاي هواپيماي ميگ29 وجود دارد و در مجموع 6 جايگاه در زير بالها وجود كه در نمونه مختلف امكان افزودن 2 جايگاه ديگر ودر مجموع 8 جايگاه وجود دارد ميتوان در فضاي مابين دو موتور اين هواپيما به جاي مخزن سوخت 1500 ليتري از يك موشك هوا به هواي ميانبرد آر 27(AA-10 ALAMO) و يا بمبهاي غير هدايت شونده و راكتها استفاده كرد و ظاهرا امكان استفاده از اين فضا براي حمل و استفاده از سلاحهاي گوناگون براي استفاده در نبردهاي هوايي وجود ندارد برخلاف هواپيماهايي مانند ميگ31 كه از اين فضا بيشترين بهره را گرفته اند . تعدادي از هواپيماي ميگ29 شوروي امكان حمل يك موشك هسته اي را دارا هستند . بيشتر نمونه هاي اين هواپيما امكان استفاده از موشك آر 73 (AA-11 ARCHER) براي نبردهاي داگفايت را دارند البته نمونه هاي قديمي تنها قادر به استفاده از موشكهاي آر 60((AA-8 APHID هستند . به طور كلي نمونه هاي اصلي و ابتدايي ميگ29 قابليت چنداني براي حمله به اهداف زميني برخودار نيستند و تنها ميتوانستند از بمبهاي غير هدايت شونده و راكتها استفاده كنند و تنها در نقش يك هواپيما براي برتري هوايي و رهگيري در مسافتهاي كوتاه انجام وظيفه كند اما سازندگان هواپيماي ميگ در نمونه هاي بهينه سازي شده امكان بكارگيري بمبهاي هدايت شونده ليزري با دقت زياد و بمبهاي الكترونيكي را به اين هواپيما افزوده اند .

نمونه هاي مختلف هواپيماي ميگ 29 :

ميگ29ايMiG-29A (Fulcrum A ):
نمونه ابتدايي ساخته شده از اين هواپيما كه در سال1982 وارد خدمت شد.

ميگ29بي MiG-29B-Fulcrum A:
نمونه صادراتي اين هواپيما فاقد امكانات لازم براي حمل تسليحات اتمي است و داراي رادار اصلاح شده براي افزايش قابليت هاي آن و سيستم (ECM) براي مقابله با جنگ الكترونيك و سيستم (IFF) براي شناسايي دوست از دشمن كه اين عبارت مخفف(Identification Friend or Foe) است . هواپيماهاي ميگ29 ايران از اين نوع هستند .

ميگ29 يوبي MiG-29UB-Fulcrum B:
نمونه آموزشي اين هواپيما با كد UB كه مخفف آموزشي رزمي(Uchebno-Boevoi / trainer-combat) شناخته ميشود و دو سرنشينه و فاقد رادار است و بنا به ساختار خود ميتواند كارايي هاي زيادي برايش در نظر گرفت ميتوان در امور آموزش و يا يك سوخت رسان استفاده كرد هر چند كه با توجه به برد عملياتي محدود از قابليت منحصر به فردي برخوردار نيست و پسوند رزمي آن با كارايي آن سازگار به نظر نميرسد مگر آنكه با افزودن امكانات اين قابليت را براي اين نمونه فراهم كنيم در ضمن يك توپGSh-30 30 ميلي متري نيز در آن بكار رفته است .

ميگ29 اس MiG-29S-Fulcrum C اولين نمونه :
اين نمونه مانند ميگ29 بي است اما بدنه هواپيما بزرگتر است داراي ساختار(FatBack) است كه براي افزودن حجم مخازن داخلي است و از سيستم ضد جيمينگ استفاده ميكند.

ميگ29 اس MiG-29S -Fulcrum Cدومين نمونه :
در اين نمونه هواپيما ميتواند مقدار بيشتري از تسليحات را حمل كند به علاوه ي استفاده از دو تانكر خارجي از تغييرات ظاهري هواپيما است . رادار اين نمونه را NO19ME انتخاب كرده اند اين رادار ميتواند 10 هدف را شناسايي كند و همزمان از دو موشك آر 77(AA-12 Adder) براي نابود كردن اهداف استفاده كند .

ميگ29 اس ام MiG-29SM-Fulcrum C :
اين نمونه از تمام قابليتهاي ميگ29 اس برخوردار است و امكان استفاده از موشكهاي هوا به زمين هدايت شونده و بمبهاي هدايت شونده تلويزيوني و ليزري را دارد .

ميگ29 ام يا همان ميگ33 MiG-29M/MiG-33 -Fulcrum E:
نمونه پيشرفته و چند منظوره هواپیمای ميگ29 است كه ساختمان آن از آلياژ مقاوم و سبك الومينيوم_ليتيوم ساخته شده و سيستم كنترل پرواز مكانيكي را جايگزين سيستم كنترل fly-by-wire كرده اند . در آن از موتورهاي RD-33K با قدرت تراست بيشتر استفاده شده و رادار ژوك (N010 Zhuk) با امكان شناسايي عوارض زمين را براي اين مدل در نظر گرفته اند . در زير هر بال 4 جايگاه( در مجموع 8 جايگاه) براي تسليحات آماده شده است كه در صورت استفاده از فضاي ميان دو موتور اين مقدار باز هم بيشتر خواهد شد . كاكپيت نيز بهينه سازي شده و دو صفحه نمایشگر جديد به آن افزوده شده است و اين هواپيما كاملا قادر به استفاده از موشک آر77(AA-12 Adder) است.

ميگ يو بي ام MiG-29UBM :
نمونه دو نفره آموزشي چند منظوره كه هرگز توليد نشد .

ميگ29 اس ام تي MiG-29SMT :
اين نمونه در حقيقت همان نمونه بهينه سازي ميگ29 اس است كه در آن قطعات قديمي هواپيما با قطعات نرم افزاري و سخت پيشرفته تر ميگ 29 ام يا همان ميگ33 جايگزين شده اند . با افزودن به حجم مخازن داخلي اين هواپيما بدون استفاده از مخازن خارجي تا برد 2100 كيلومتر و شعاع 1050 كيلومتر ميتواند ماموريت انجام دهد . كابين اين هواپيما با افزوده شده دو نمايشگر بزرگ مسطح كرستال مايع((LCDتمام رنگي و دو نمايشگر مسطح تك رنگ كوچك بهينه سازي شده و رادار بهينه سازي شده N019MP را براي اين نمونه در نظر گرفته اند كه به برد و قابلیتهای هوا به زمين آن افزوده شده و اين تغييرات با استفاده از موتورهاي توربوفن كليموف (RD-43 turbofans ) كامل ميشود . در مجموع مقدار حمل سلاح در اين مدل 500 KG افزوده شده و به عدد4500 KG رسيده است . اين نمونه قادر نيز به مانند ميگ29 ام(ميگ33) داراي حداقل 8 جايگاه تسليحات است و ميتواند از تمامي تسليحاتي كه در ميگ29 ام استفاده ميشود استفاده كند . كشور روسيه و يمن از استفاده كنندگان اين نمونه از اين نمونه از اين هواپيما هستند .

ميگ 29 كي MiG-29K-Fulcrum D اولين نمونه :
نمونه ساخته شده براي نيروي دريايي براي استفاده در ناو هواپيما بر است كه از تمامي امكانات نرم افزاري و سخت افزاري ميگ29 ام (ميگ33) استفاده ميكند و از ساختار محكمتري برخوردار است و مجهز به ارابه فرود بروي عرشه ناوهواپيمابر و تجهيزات ديگر است و براي استفاده در ناوهاي هواپيمابر كلاس درياسالار كوزنتسف طراحي شد ولي اين طرح لغو شد .

ميگ 29 كي MiG-29K -Fulcrum D دومين نمونه :
اين نمونه براي نيروي دريايي هند ساخته و سفارشي سازي شده و به حجم مخازن داخلي افزوده اند و براي دماغه اين هواپيما از پوشش لاستيكي استفاده ميشود و از سيستم پرواز جديد(fly-by-wire) بجاي سيستمهاي آنالوگ قديمي استفاده شده است و مابقي مشخصات اين هواپيما به مانند هواپيماي ميگ29 ام و اس ام است .

ميگ29 يو بي تي MiG-29UBT :
اين مدل نمونه بهينه سازي هواپيماي ميگ29 يو بي( آموزشي/نظامي) است كه در بروي آن تغييراتي را كه بروي ميگ 29 بي(MiG-29B) انجام داده اند و هواپيماي ميگ29 بي را به ميگ29 اس ام تي (MiG-29 SMT)تبديل كرده اند اين تغييرات را هواپيماي ميگ 29 يو بي انجام داده اند و به نمونه ميگ29 يو بي تي (MiG-29UBT)تبديل كرده اند . اين طرح لغو شده .

ميگ29 ام2 MiG-29M2 :
نمونه چند منظوره و دو نفره كه در آن از ساختار وسايل مورد استفاده در هواپيماي ميگ29 ام استفاده شد و تنها تفاوت آن استفاده از يك LCD بزرگ و استفاده از سيستم پرواز ديجيتال است و نمونه تك نفره ميگ 29ام 2 (Mig-29 M2) هم ميگ29 ام1 (Mig-29 M1) هست كه با مقداري تفاوت با نام ميگ29 كي(Mig-29 K) يا همان نمونه دريايي ميگ29 شناخته ميشود .

ميگ29 او وي تي يا همان ميگ35 MiG-29OVT/MiG-35-Fulcrum F :
آخرين نمونه ساخته شده از ميگ 29 است كه از تمام نمونه هاي قبلي پيشرفته تر است و مجهز به سيستم تغيير بردار رانش هست كه براي كنترل آن از سيستم fly-by-wire استفاده ميشود . اين نمونه از بدنه هواپيماي ميگ29 ام 1 استفاده ميكند و از آيونيك خيلي پيشرفته اي برخوردار است و از امكانات خوب دفاعي و سيستمهاي خوكار براي تهاجم استفاده ميكند و از HOTAS هم استفاده ميكند و به دليل استفاده از سيستم CGI ميتواند مستقلانه به انجام ماموريت اقدام كند . اين نمونه از هواپيماي ميگ29 خيلي چالاك است و شعاع عملياتي آن بدون مخازن خارجي1100 كيلومتر است (برد عملياتي 2200 كيلومتر) و در اين نمونه امكان استفاده از 3 مخزن خارجي وجود دارد كه در صورت استفاده از اين 3 مخزن خارجي برد عملياتي اين هواپيما بيشتر خواهد شد . قادر به استفاده از اكثر موشكهاي هوا به هوا و هوا به زمين مختلف و بمبهاي و موشكهاي هدايت شونده با تلويزيون و ليزر است و مجهز به هشت جايگاه اسلحه است . روسيه سعي در صادرات اين هواپيما به خارج دارد و خاورميانه از مهمترين مشتريان اين هواپيما است روسيه در حال مذاكره براي فروش اين هواپيما به كشورهاي سوريه / ليبي/ايران/الجزاير/سودان/هند/مالزي/برزيل/پرو و چند كشور ديگر است .

مشخصات فني هواپيماي ميگ29 :



خدمه : يك نفره در مدل نظامي / دو نفره آموزشي/رزمي
طول هواپيما: 17.37 متر
طول بال: 11.4 متر
ارتفاع: 4.7 متر
مساحت بالها : 38 مترمربع
وزن خالص (بدون سوخت و....): 11.000كيلوگرم (11تن)
وزن قابل حمل ( شامل سلاح و سوخت و.....): 16800 كيلوگرم(16.8تن)
حداکثر وزن برخاست : 21000كيلوگرم(21تن)
نيروي محركه : در نمونه هاي جديد دو موتور كليموف Klimov RD-33K و Klimov RD-43 توربوفن با پس سوز و نمونه هاي قديمي دو موتور كليموف Klimov RD-33 توربوفن با پس سوز
حداكثر سرعت : 2.45 ماخ
شعاع عملياتي : در حالت نبرد شعاع700 تا 900 كيلومتر (بسته به مدل هواپيما) در يك خط سير بدون بازگشت 2900 كيلومتر
حداكثر ارتفاع پرواز : 18000 متر (59100پايي)
سرعت صعود: 330 متر در ثانيه
تجهيزات : يك توپ30 ميلي متري GSh-30-1 و موشكهاي هوا به هوا / هوا به زمين و انواع مختلف بمبها شامل:

R-60(AA-8 Aphid)/ R-27(AA-10 Alamo)/ R-73(AA-11 Archer)/FAB 500-M62/ FAB-1000/TN-100/ S-24/AS-12/ AS-14

 

منبع

+ نوشته شده توسط امیر حسین در یکشنبه بیستم اسفند 1385 و ساعت 14:28 |
داستان تولد
به سال 1981، نيروي هوايي ايالات متحده نياز خود به جنگنده‏اي پيشرفته را جهت انجام ماموريت برتري هوايي تحت برنامه‏اي به نام ATF اعلام كرد.
(ATF = Advanced Tactical Fighter)
اين جنگنده‏ي جديد مي‏بايست در طراحي خود، از تكنولوژي‏هاي جديد بهره مي‏گرفت. در ساخت اين جنگنده‏ي جديد، مواردي نظير استفاده از كامپوزيت‏ها، فلزات سبك‏وزن، سيستم كنترل پرواز پيشرفته، نيروي پيشرانه‏ي قوي‏تر و قابليت پنهان‏كاري (استيلت) بايد مد نظر قرار مي‏گرفت. به اعتقاد فرماندهان ارشد نيروي هوايي، تكنولوژي‏هاي جديد به كار رفته در توليد اين جنگنده‏ي جديد، اغلب هواپيماهاي موجود نيروي هواي نظير F-15 و F-16 را در آغاز قرن 21 ام، از رده خارج مي‏كرد. (که به علت مشکلات ساختاری و فنی فراوان تاکنون موفق نبوده است)

YF-22 (مدلی که با موتورهای جنرال الکتریک ساخته شد و اکنون در موزه است)

به سال 1985، نيروي هوايي، نيازهاي فني خود را جهت ساخت اولين هواپيماي نمونه به تيم سازنده ابلاغ كرد. بدين ترتيب كنسرسيوم لاكهيد- بوئينگ – جنرال داینامیکز، دو فروند مدل اوليه YF-22 را ساختند. يك هواپيما به دو موتور توربوفن YF-120 ساخت جنرال‏الكتريك و ديگري به دو موتور توربوفن YF-119 ساخت پرات اند ويتني مجهز شده بودند.
پس از آزمايشات و بررسي‏هاي فراوان گروه پروازي، تيم سازنده‏ي شركت لاكهيد (در برابر نورثورپ – مک دانل داگلاس) و موتورهاي ساخت پرات اند ويتني، برنده‏ي تكميل نهايي هواپيما شد.

مشخصات فني YF-22
تعداد ساخته شده: 2 فروند (يك فروند – مدلی که به موتور جنرال الکتریک تجهیز شده بود– به موزه‏ي نيروي هوايي فرستاده شده است)
تعداد مورد نياز مدل F-22: طبق برنامه= 339 فروند
طول هواپيما: 62 فوت و 1 اينچ = 92/18 متر
طول دو نوك بالها: 44 فوت و 6 اينچ = 59/13 متر
ارتفاع از سطح زمين (با چرخهاي باز): 16 فوت و 5 اينچ = 5 متر
وزن هنگام برخاستن: 58000 پاوند = 26308 كيلوگرم (مدل YF-22)

تسليحات (همگي در محفظه‏‎هاي دروني هواپيما):
يك مسلسل 20 ميلي‏متري M-61A2 Vulcan (استاندارد اغلب جنگنده‏هاي ايالات متحده)
6 موشك هوا به هواي ميان برد AIM-120C (آمرام)
2 موشك هوا به هواي كوتاه برد AIM-9M (سايدوايندر)

4 محل خارجي حمل مهمات يا مخازن سوخت

پیشرانه
دو موتور توربوفن F119-PW-100 ساخت «پرات اند ويتني» با كشش هر موتور حدود 35000 پاوند = 15875 كيلوگرم
(يك فروند YF-22 با دو موتور توربوفن F120-GE-100 ساخت جنرال الكتريك تجهيز شده بود كه به علت كشش كمتر، رقابت را به موتور ساخت پرات اند ويتني واگذار كرد)

خدمه: 1 نفر

عملكرد پروازي (طبق درخواستهاي خواسته شده تحت برنامه‏ي ATF):
حداكثر سرعت: 2 ماخ
سقف پرواز خدمتي: 65000 فوت


آشنايي با F-22 Raptor (دزد آسمان / جانور شکاری)
پس از اعلام برنده شدن طرح YF-22 در برنامه تولید جنگنده پیشرفته (ATF)، جنگنده ی F-22 موسوم به Raptor براساس نمونه ی اولیه YF-22 طراحی شد.

برنامه توليد F-22 ، پروژه‏اي در جهت ساخت جنگنده‏ي برتري هوايي نسل بعد است جهت مقابله سريع با هرنوع اقدام در هر نقطه‏اي از جهان. اين هواپيمايي است كه بايد به حريم هوايي دشمن نفوذ كند و قابليت ديد اول – شليك اول را بر عليه اهداف گوناگون، داشته باشد. (First-look, First-kill)
مهمترین مشخصه ی F-22 کمتر دیده شدن در رادار دشمن، مانورپذیری بالا، سیستم های پروازی (آویونیک) یکپارچه شده و طراحی آیرودینامیک ویژه است که اجازه می دهد جنگنده بدون استفاده از پس سوز موتورها، به سرعت بالای صوت برسد. (عدم استفاده از پس سوز، امکان رهگیری هواپیما توسط دشمن را بسیار کم می کند)

ویژگی پنهان کاری (Stealth)
این مشخصه، کمک زیادی به بقا و ادامه ی نبرد F-22 می کند و باعث می شود تا دشمن نتواند اطلاعات مهمی از انجام عملیات توسط این جنگنده بدست بیاورد.

ویژگی یکپارچه سازی سیستم های پروازی (Integrated Avionics)
این مشخصه به خلبان F-22 کمک فوق العاده ای می‏کند تا اطلاعات بسیار دقیقی از وضعیت دشمن بدست آورد. این اطلاعات می‏تواند وضعیت پروازی جنگنده‏های دشمن، نحوه‏ی آرایش نیروهای زمینی، شناسايي سيستم‏هاي راداري منطقه و . . . باشد. ضمن اینکه سیستم‏های الکترونیکی پیشرفته‏ی F-22 این امکان را (به خلبان اف22) می‏دهد تا حتا از آرایش قبلی نیروهای دشمن آگاه شود. (Off-Board Information) این اطلاعات براساس حرارت برجای مانده از موتور وسائل نقلیه‏ی دشمن یا حرارت موشکها و مهمات شلیک شده بدست می آید.

سوپر کروز (Super cruise)
این مشخصه «افزایش دقت مهمات استفاده شده» است که (به اف22) این امکان را می‏دهد که با سرعت بیشتری از میدان نبرد خارج شود و بدین طریق امکان ضربه خوردن یا رهگیری توسط دشمن را کم می‏کند.

موتورها
اولین انتظاری و قابلیتی که از موتورهای F-22 می رود این است که بدون آنکه از پس‏سوز استفاده کند به سرعت فراتر از صوت دست یابد ضمن اینکه مصرف سوخت مناسبی در این حالت داشته باشد زیرا در سایر جنگنده ها، دست یابی به سرعتهای فراصوت، با استفاده از پس‏سوز ممکن می شود که همراه با مصرف سوخت بسیار بالاست. با این مشخصه، اف22، مدت زمان بیشتری می تواند پرواز کند.
البته این انتظار نیز (از موتورهای اف22) می‏رود که در پروازهای زیرصوت نیز عملکرد خوب خود را حفظ کرده و مصرف سوخت بسیار کمی نیز داشته باشند.

 

سیستم تغییردهنده خروجی موتور (تغییر بردار رانش)

اولین وظیفه‎ی تعریف شده برای F-22 نبرد هوایی است که برای این کار، حمل 6 موشک میان برد AIM-120C (آمرام) به همراه 2 موشک کوتاه برد AIM-9M (سایدوایندر) پیش بینی شده است.
برای نبرد هوا به زمین (Ground Attack)، اف22 با 2 عدد بمب هدایت شونده‏ی 1000 پوندی بسیار دقیق JDAM ، 2 موشک AIM-120C و 2 موشک AIM-9M تجهیز می‏شود.
(JDAM = Joint Direct Attack Munitions)
JDAM ها، بمب‎هایي هستند که به وسیله سیستم مکان یابی ماهواره ای (GPS)، هدایت می‎شوند. این بمبها، به اف22 این امکان را می‎دهند که در هوای نامناسب جوی (ابر، مه، برف و . . .) بتواند تکمیل کننده ماموریت (ناتمام مانده‏ي) جنگنده‏ی F-117 یا جنگنده‏ی JSF در حمله به اهداف زمینی باشد.
(JSF = Joint Strike Fighter)

 

 

 

 

 در نگاه اول، جنگنده‏ای تمیز و عاری از مهمات به نظر می‎رسد. این مشخصه به دلیل آن است که مهمات در محفظه‏های مخفی داخل بدنه حمل می‎شوند و برخلاف سایر جنگنده‏ها، از محفظه‏های خارجی بدنه برای حمل مهمات در اف22 به طور معمول استفاده نمي‏شود. این ویژگی مهمی برای حفظ قابلیت پنهان کاری اف22 از رادار دشمن است. زیرا نصب مهمات باعث بازتابش امواج رادار دشمن شده و ویژگی پنهان‎کاری اف22 را از بین می‎برد. همچنین مخفی بودن مهمات، از میزان پسا (اصطکاک هوا) کم می کند امری که برای پرواز فراصوت بدون استفاده از پس سوز بسیار لازم است. کم شدن پسا، برد پروازی اف22 را نیز به میزان قابل توجهی افزایش می‏دهد زیرا باعث کاهش مصرف سوخت می‎شود.

اف22 همچنین چهار مقر حمل مهمات در خارج بدنه دارد که هرکدام می‏توانند تا 5000 پاوند بار را حمل کنند. در اف22، از یک طراحی منحصر به فرد در ساخت محفظه های خارجی (حمل بار) استفاده شده است که در جلو و عقب بدنه تعبیه شده اند، اتصال انتهای بدنه دارای اتصالهای الکتریکی، سوخت و هوا است. در این محفظه، مخزن سوخت 600 گالونی یا دو پرتاب کننده‏ی موشک به نام LAU-128/A بسته به نوع ماموریت، نصب می‎گردد.

دو حالت کلی برای محفظه های خارجی حمل بار در اف22 وجود دارد:
* چهار مخزن 600 گالونی حمل سوخت، بدون حمل سلاح. این پیکربندی برای وقتی استفاده می‎شود که برد پروازی زیاد مدنظر باشد یا قصد جابه‎جایی جنگنده مطرح باشد. برای حمل محفظه‎ی سوخت، از گیره‏ی نگدارنده‏ی مخصوصی به نام BRU-47/A در محل اتصال هر محفظه استفاده می‏شود.
* دو مخزن سوخت به همراه چهار موشک. این پیکربندی برای حالتی استفاده می شود که منطقه ی مورد عملیات ایمن، فضای منطقه تحت کنترل نیروهای خودی بوده و زمان بیشتری جهت پشتیبانی هوایی منطقه (CAP = Combat Air Patrol) مورد نیاز باشد. در این حالت نیز، مخازن سوخت خارجی به وسیله‏ی گیره‎ی BRU-47/A روی بدنه‏ی اصلی متصل می‏شوند، ضمن اینکه محفظه‎های خارج از بدنه‏ی اصلی هواپیما، به دو گیره‏ی پرتاب کننده‏ی موشک به نام LAU-128/A متصل می‏شوند.

همه‏ي موشكهايي كه در محفظه‏هاي خارجي نصب مي‏شوند (دو موشك در هر مكان)، اين قابليت را دارند كه با انجام تغييرات فني در داخل بدنه نصب شوند و با مهمات دروني يكپارچه شوند، اما نيروي هوايي به تواني بيش از آنچه (براي حمل مهمات) خواسته بود اعلام نياز نكرده است.

فراز و نشيب هاي پردردسر F-22 قبل از ورود رسمي به خدمت
پيش از آنكه تيم سازنده‏ي نمونه‏ي اوليه‏ي YF-22 به عنوان برنده‏ي رقابت در طراحي جنگنده‏‎ي ATF انتخاب شوند، به مدت 54 ماه آزمونهاي تست و خطا تحت اين برنامه انجام داده بودند. آنها شديدن درگير رفع عيوب مختلف اف22 نظير مشكلات بدنه، كاناپي و انجام تست‏هاي پروازي بر روي دو فروند نمونه‏ي اوليه‏‎ي YF-22 بودند.
نمونه‏ي اوليه‏ي موتورها، موتور YF119 ساخت «پرات اند ويتني» و موتور YF120 ساخت «جنرال‏الكتريك» بودند كه در جريان برنامه‏ي ATF بارها مورد آزمايش قرار گرفتند.
برنامه‏هاي آزمون و خطا (dem/val) به تاريخ سپتامبر 1990 تكميل شدند. كه همه‏ي اين كارها توسط شركت بوئينگ در سياتل، لاكهيد در پالمديل كاليفرنيا و جنرال‏دايناميكز در تگزاس اجرا و تكميل شدند. همچنين نمونه‏هاي اوليه‏ي هواپيما (Prototype)، در محل شركت لاكهيد در پالمديل (Palmdale شهري در جنوب لوس‏انجلس و ايالت كاليفرنيا) مونتاژ شدند. امكانات مناسب آنجا نيز باعث شد اولين پرواز YF-22 در آن مكان انجام شود.
پس از آنكه مونتاژ و مديريت كلي برنامه‏ي توليد هواپيما بر عهده‎ي شركت لاكهيد گذاشته شد، ادامه‏ي برنامه‏ي YF-22 به جهت آزمايشات و توليد نهايي، به شهر ماريتا (Marietta = شهري در شمال غربي ايالت جورجيا) منتقل گشت.
F-22 دومين آزمايش مهم خود را در سال 1991 با موفقيت از پيش رو گذراند. در آن زمان، نيروي هوايي اعلام كرد كه به تعداد 548 جنگنده‏ي F-22 به ارزش هركدام 6/68 ميليون دلار نياز دارد. پس رفع اشكال و تجديدنظر نهايي هواپيما به تاريخ سپتامبر 1993، تعداد مورد نياز نيروي هوايي، به رقم 442 فروند و به قيمت تخميني هر فروند 6/71 ميليون دلار كاهش يافت. آن زمان قرار بود حداكثر تا پايان سال 2002، تمام اين جنگنده‏ها جايگزين جنگنده‏هاي F-15 و F-16 هاي نيروي هوايي شوند.
قرارداد 55/9 ميليارد دلاري مهندسي، توليد و توسعه‏ي اف22، آگوست 1991 به تيم مهندسي شركت بوئينگ و لاكهيدمارتين واگذار شد. اما پيمانكار پس از مدتي ارزيابي، اعلام كرد كه اين مبلغ بايد تا حدود 11 ميليارد دلار افزايش يابد. تحت شرايط جديد پيمانكار، تيم اف22، طراحي هواپيما را تكميل نمود و تجهيزات و خطوط توليد لازم براي ساخت اين هواپيما را تهيه نمود و 9 آزمايش موفق هوايي و دو آزمايش بر روي زمين انجام داد.
يك تيم ارزيابي از ستاد مشترك نيروهاي مسلح، كار بررسي بر روي برنامه‏ي توليد اف22، قيمت تمام شده و برنامه‏ي زمان‏بندي تحويل اف22 ها به نيروي هوايي را آغاز كرد. اين تيم پس از مدتي اعلام كرد كه اين جنگنده به زمان بسيار بيشتري براي مهندسي و توليد نهايي نياز دارد. اين امر به دليل كاهش دادن ميزان خطرپذيري اين جنگنده در هنگام ورود به خدمت بود. زيرا در هنگام بررسي، به مشكلات ريز و درشتي در توليد اين هواپيما پي برده بودند.
تيم ارزياب، همچنين برآورد كرده بود كه كل مبلغ طراحي اوليه حدود ۱.۴۵ ميليارد دلار افزايش خواهد يافت. همچنين كل مبلغ توليد حدود 13 ميليارد دلار افزايش خواهد داشت. كه بدين ترتيب كل رقم توليد از 48 ميليارد دلار به 61 ميليارد افزايش مي‏يافت مگر آنكه از هزينه‏هاي جانبي توليد كاسته مي‏شد.
در نتيجه‎ي گزارشات تيم ارزياب، برنامه‏ي توليد اف22 مورد تجديدنظر قرار گرفت. از اين رو مي‏بايست رقم ۲.۲ ميليارد دلار به برنامه‏ي مهندسي مجدد و توليد نهايي اف22 اضافه مي‏شد. ضمن اينكه اين موضوع (تجديدنظر در طراحي) باعث مي‏شد كه برنامه‏ي زمان‏بندي جهت توليد نهايي، 12 ماه زياد شود تا محصول نهايي بتواند بدون مشكل وارد خدمت شود.
برنامه‏ي مهندسي مجدد اف22، باعث شد سه فروند نمونه‏اي كه از قبل ساخته شده بودند، از سيستم حذف شوند و برنامه‏ي توليد، بسيار به كندي پيش رود. احتمال افزايش هزينه‏ها در توليد اف22، از طريق كاهش برخي هزينه‏هاي رسمي در بودجه پيش‏بيني شده بود.
فرماندهان عالي وزارت دفاع (پنتاگون)، برنامه‏ي تجديدنظر اف22 را مورد ارزيابي قرار دادند. سپس به تاريخ 11 فوريه 1997 ياداشت رسمي در تاييد تغييرات و تجديدنظر انجام شده (بر روي اف22) از طرف پنتاگون صادر شد.
در گزارش نشريه داخلي وزارت دفاع كه هر 3 ماه يكبار منتشر مي‏شود، در نشريه منتشره به تاريخ 15 مي 1997 اعلام كرد كه تعداد كل اف22 مورد نياز از 438 به 339 فروند كاهش يافته است. اين امر به دليل كند شدن توليد 70 فروند اوليه كه تنها 58 فروند از آنها ساخته شد و همچنين كند شدن توليد سالانه از 48 فروند پيش‏بيني شده به 36 فروند بود. زيرا وزارت دفاع آزمونهاي مختلف و در شرائط گوناگوني از جنگنده‏هاي جديد به عمل مي‏آورد و كم شدن تعداد اوليه، باعث كند شدن زمان آزمايشات مورد نياز وزارت دفاع مي‏گشت.
F-22 با طراحي و مهندسي مجدد، به تاريخ 7 سپتامبر 1997 اولين پرواز خود را باموفقيت انجام داد. آزمايشات اوليه‏ي پرواز كه در شهر ماريتا (ايالت جورجيا) انجام شده بود، به سال 2001 در پايگاه «ادواردز AFB» ادامه يافتند.
آهنگ ضعيف توليد اف22 در سال 1999 آغاز شد. سپس نرخ توليد هواپيما به 36 فروند در سال (2004) افزايش يافت و تا ميزان توليد كلي به تعداد 339 فروند ادامه خواهد يافت، كه انتظار مي‏رود كل اين توليد به سال 2013 پايان يابد. همچنين اولين اسكادران عملياتي در دسامبر 2005 وارد خدمت شدند.

پايان كار F-15
جنگنده‏هاي F-15 انبوهي از مشكلات و نواقص (نسبت به اف22) در سيستم‏‎هاي آويونيك دارند و هنگامي كه آخرين اف22 به سال 2013 وارد خدمت مي‏‎شود، بهترين جنگنده‏ي F-15 عمري برابر 30 سال خواهد داشت. ولي انتظار مي‏رود استفاده از F-15 هاي موجود در نيروي هوايي، به دليل اقتصادي بودن، تا سال 2015 ادامه يابد ولي هيچكدام از 918 فروند جنگنده‎‏ي F-15 كه تا جولاي 1992 در ليست اموال نيروي هوايي ثبت شده بودند، به دليل غيراقتصادي بودن و افزايش هزينه‏هاي تعمير و نگهداري، پس از سال 2014، در سرويس نخواهند ماند.

مشخصات فني F-22
ماموريت: جنگنده‏‎ي برتري هوايي (جايگزين F-15)

سازندگان:
* Lockheed Martin Aeronautical Systems
مديريت كل پروژه، طراحي بدنه و دماغه (Fuselage)، كابين و كاناپي، ورودي‏هاي هواي موتورها، طراحي محل اتصال بالها، طراحي قسمت عقب (بالچه‏ي عقب يا پره ماهي)، فلپها، شهپرها، چرخ‏ها و سيستم ارابه‏‎ي فرود و مونتاز نهايي قطعات هواپيما.

* Lockheed Martin Tactical Aircraft Systems
طراحي قسمت مياني بدنه، مديريت طراحي محفظه‏هاي دروني حمل مهمات، طراحي سيستم «يكپارچه كننده‏‎ي ناوبري و سيستم جنگ الكترونيك» يا (INEWS)، طراحي سيستم‏هاي مخابراتي، ناوبري، شناسايي (CNI) و سيستم پشتيباني از تسليحات.
CNI = Communications, Navigation, and Identification
INEWS = Integrated Navigation and Electronic Warfare Systems

* Boeing
بالها، قسمت انتهايي بدنه (شامل طراحي قسمتهاي مورد نياز براي موتورها و اتصالات مربوطه)، سيستم رادار، آزمايش سيستم يكپارچه شده‏ي ناوبري، ساخت شبيه ساز آموزشي و مديريت پروازهاي آزمايشي.

* Pratt & Whitney
ساخت موتور F119-PW-100

* برخي پيمانكاران فرعي
Northrop Grumman و Hughes Radar Systems و Texas Instruments و Motorola
Kidde-Graviner Ltd و Allied-Signal Aerospace و Harris و Fairchild Defense
GEC Avionics و Lockheed Sanders و Kaiser Electronics و Digital Equipment Corp
Rosemount Aerospace و Curtiss-Wright Flight Systems و Dowty Decoto و EDO Corp
Lear Astronics Corp و Parker-Hannifin Corp و Simmonds Precision و Sterer Engineering
TRW و XAR و Hamilton Standard و Sanders/GE Joint Venture و Menasco Aerospace

پیشرانه
دو موتور توربوفن ساخت «پرات اند ويتني» مدل F119-PW-100 با كشش هر موتور 35000 پاوند = 15875 كيلوگرم

طول هواپيما: 08/62 فوت = 90/18 متر
ارتفاع: 67/16 فوت = 08/5 متر
فاصله دو سر بالها: 5/44 فوت = 56/13 متر
سطح بالها: 840 فوت مربع = 03/78 متر مربع
فاصله دو سر بالچه‏هاي انتهايي: 29 فوت = 84/8 متر
حداكثر سرعت: 8/1 ماخ بدون پس سوز و در پرواز سوپر كروز = 5/1 ماخ
خدمه: 1 نفر

تسليحات:
دو موشك كوتاه برد AIM-9 (سايدوايندر)
شش موشك ميان برد AIM-120C (آمرام)
يك مسلسل 20 ميلي‏متري
دو بمب 1000 پاوندي JDAM

اولين پرواز سري اصلاح شده: 7 سپتامبر 1997
شروع تحويل: سال 2002
تاريخ عملياتي شدن: سال 2004

قيمت:
قيمت نوع اوليه = 8 / 102 ميليون دلار (براي 76 فروند از كل 362 فروند)
قيمت نوع اصلاح شده بدون ابتكار كاهش هزينه = 2 / 128 ميليون دلار (براي 70 فروند از كل 368 فروند)
قيمت نوع اصلاح شده با ابتكار كاهش هزينه = 4 / 92 ميليون دلار (براي 70 فروند از كل 368 فروند)

قيمت جديد (۲۰۰۶) به دلیل کاهش سفارش نیروی هوایی: ۲۵۰ میلیون دلار

منبع

+ نوشته شده توسط امیر حسین در جمعه هجدهم اسفند 1385 و ساعت 13:54 |

ناوهای هواپیما بر با ارتفاعی برابر با یک ساختمان بیست طبقه بیرون از آب و طولی برابر با 333 متر در همان نگاه اول تعجب همگان را بر می انگیزند ؛ اما دلیل آن بزرگی و عظمت بی نظیر ناو نیست بلکه توانایی این فرودگاه کوچک شناور در به پرواز در آوردن هواپیما های جنگی بوده که چنین حسی را بوجود می آورد . در آب های آزاد ناو های هواپیما بر بعنوان خاک یا قلمرو خود مختار محسوب می شوند و خدمه می توانند به مانند اینکه در کشور خود هستند رفتار کنند البته تا زمانی که به سواحل کشورهای دیگر نزدیک نشده اند . بنابراین نظامیان ایالات متحده بدون نیاز با توافق با کشوری ، گروه رزمی ناو هواپیما بر خود که شامل یک ناو هواپیما بر و شش تا هشت کشتی اسکورت دیگر است را به منطقه ارسال می دارند .

جنگنده ها ، بمب افکن ها و سایر هواپیما های نظامی می توانند با پرواز به سمت اهداف دشمن دوباره به پایگاه تقریبا امن خود که همان گروه رزمی ناو هواپیمابر بوده باز گردند . ناو های هواپیما بر می توانند با سرعت 35 نات ( 64 کیلومتر بر ساعت ) بر روی آب حرکت کنند . این توانایی یعنی رسیدن به منطقه درگیری در عرض چند هفته . البته ایالات متحده در حال حاضر شش پایگاه درسراسر جهان برای ناوگان ناوهای هواپیمابر خود ایجاد کرده که با فلسفه واکنش سریع و اعزام ناوها از نزدیک ترین پایگاه به منطقه درگیری مورد استفاده قرار می گیرند . با بیش از یک میلیارد قطعه سوپر ناو های هواپیما بر کلاس « نیمیتز » ایالات متحده در بین پیچیده ترین ماشین های ساخته شده توسط بشر قرار می گیرند اما در سطح مفهومی عملکرد و هدف از ساخت هریک از آن ها بسیار ساده است بطوریکه برای انجام چهار کار پایه طراحی و ساخته شده اند . 1-حمل و نقا هواپیماهای نظامی دردریا 2- عمل کردن به مانند یک فرودگاه کوچک برای به پرواز درآوردن و نشاندن هواپیماها 3- استفاده به عنوان یک مرکز فرماندهی عملیات 4- جا دادن به افراد و پرسنلی که برای انجام این کارها مورد نیاز می باشند

برای به انجام رسانیدن این اهداف یک ناو هواپیمابر باید قابلیت های یک کشتی را با یک پایگاه هوایی و همچنین یک شهر کوچک ترکیب کند . ناو هواپیما بر باید دارای یک عرشه پروازی برای نشست و برخاست هواپیماها ، قسمت فرماندهی و کنترل ، سیستم پیش رانشی ، سیستم های گوناگون دیگر ( شامل آب ، غذا ، سیستم دفع فاضلاب و زباله ، سرویس پستی ، رادیو ، تلویزیون و چاپ روزنامه داخلی ) و همچنین بخش اصلی از بدنه کشتی که در داخل آب قرار می گیرد ، باشند . بخش بدنه در زیر خط آب بصورت قوس دار ونسبتا باریک است . بخش بالای خط آب به طرف بیرون گسترده می شود تا عرشه پروازی را تشکیل دهد . بخش زیری نیز از دو قسمت تشکیل یافته است که در واقع دو لایه مجزا بوده که در صورت اصابت اژدر به پوسته بیرونی ، پوسته داخلی بعنوان محافظ از درهم شکستن و غرق شدن کشتی جلوگیری می کند . از دهه پنجاه تا کنون تقریبا همه سوپر ناو های هواپیما بر ایالات متحده توسط شرکت « نورث روپ گرومن » واقع در نیوپورت نیوز ساخته شده اند . برای سادگی در پروسه ساخت ، این ناو ها بصورت مدولی ساخته شده و سپس مونتاژ می شوند که هر کدام ازاین مدول ها به سوپر لیفت معروفند.هر یک از این سوپر لیفت ها می توانند 70 تا 800 تن متریک وزن داشته باشند . ناوهای هواپیمابرمدرن ازحدود 200 مدول یا سوپر لیفت تشکیل یافته اند . ناگفته نماند آخرین مدول که در پروسه ساخت ومونتاژ نهایی نصب می شود جزیره یا همان ساخنمان فرماندهی روی عرشه ناو است که 575تن وزن دارد . مانند تمام کشتی ها ناوهای هواپیمابر هم در اقیانوس ها توسط نیروی پیش رانشی پروانه حرکت می کنند. البته با 6.4 متر پهنا هر کدام از چهار پروانه ناو هواپیما بر در کلاسی متفاوت از دیگر کشتی ها قرار می گیرند . هر یک از پروانه ها به یک شفت متصل بوده که توسط توربین بخار قدرت گرفته از راکتور هسته ای به گردش در می آیند . سیستم پیش رانشی ناو از دو راکتور هسته ای تشکیل یافته است که در محفظه ای زره پوش شده واقع در وسط ناو قرار دارند . این راکتورهای هسته ای بخار مورد نیاز برای بحرکت درآوردن توربین و در نتیجه پروانه کشتی را تأمین می کنند . قابل ذکر است که بنا به آمار منابع غیر رسمی قدرت سیستم پیش رانشی ناو بیش از دویست و هشتاد اسب بخار است . چهار توربین ناو همچنین برق مورد نیاز سیستم های الکتریکی و الکترونیکی ناو را تأمین می کنند که شامل سیستم شیرین کننده آب دریا نیز بوده و این سیستم روزانه بیش از یک و نیم میلیون لیتر آب دریا را به آب قابل شرب تبدیل می کند . ناوهای هواپیمابر پانزده تا بیست سال نیاز به سوخت گیری ندارند . البته راکتورهای هسته ای خطرات خاص خود را داشته و سوخت گیری مجدد ناو پروسه ای است که حدود سه سال به طول می انجامد.

به ارقام زیر در مورد ناوهای هواپیمابر کلاس نیمیتز توجه کنید
ارتفاع کلی برابر 74 متر ؛وزن آب جابجا شده توسط ناو در حالت بارگیری کامل رزمی برابر با 88000 تن متریک ؛وزن فولاد سازه ای برابر با 54000 تن متریک ؛مساحت کل عرشه پروازی برابر با 1.8 هکتار ؛طول عرشه پروازی 333 متر و عرض عرشه پروازی 78 متر ؛تعداد بخش یا اتاق ها برابر با چهارهزار واحد ؛وزن هرکدام از لنگرها برابر با 30 تن ؛وزن هریک از دانه های زنجیر لنگر برابر با یکصدوشصت کیلو گرم ؛وزن هر یک از پروانه ها سی تن ؛وزن هر یک از سکان ها 41 تن متریک ؛ظرفیت ذخیره سوخت هواپیما 12.5 میلیون لیتر ؛تعداد تلفن های داخل کشتی برابر با 2500 دستگاه ؛تعداد تلویزیون های ذاخل کشتی برابر با 3000 دستگاه ؛طول کل کابل کشی داخل ناو برابر 1600 کیلومتر ؛ظرفیت هوای سیستم تهویه برابر با 2040 تن متریک ؛ظرفیت غذای ذخیره یخ زده و خشک شده در ناو برابر غذای 6000 نفر به مدت 70 روز ؛میزان محموله پستی در یک سال چهارصد و پنجاه هزار کیلوگرم ؛تعداد 6 پزشک و 5 دندانپزشک با یک بیمارستان 51 تخت خوابی
عرشه پروازی یکی از هیجان انگیز ترین و در عین حال خطرناک ترین محل ها برای کار است . از آنجا که بر خلاف باندهای معمولی ناوها طول باند کمتری دارند بنابراین برخاستن از آن و فرود آمدن بر آن در سرعت های بالایی انجام می پذیرد که برای خدمه روی عرشه می تواند بسیار خطر آفرین باشد و حتی ذره ای خطا از جانب خدمه یا خلبان ممکن است به مرگ و آسیب های جدی بینجامد
تیک آف
برای اینکه به پرواز در آمدن هواپیماها از روی سطح ناو ساده تر انجام گیرد ، ناو هواپیمابر در خلاف جهت باد و با سرعت زیادی حرکت می کند . با این کار به دلیل عبور جریان های هوا از روی بال نیروی لیفت بیشتری ایجاد شده و به میان کمی موجب کاهش سرعت تیک آف هواپیما می شود . اما این سرعت برای به پرواز در آوردن هواپیماهای سنگین نظامی ناکافی است بنابراین از وسیله ی دیگری بنام کاتاپولت ( منجنیق ) برای شتاب دادن به هواپیما در مسافت کوتاه استفاده می کنند . هر کدام از این کاتاپولت ها که تعداد آن روی عرشه ناوهای هواپیمابر کلاس نیمیتز به چهار دستگاه می رسد تشکیل یافته از دو پیستون درون دو سیلندر موازی در زیر عرشه که هر کدام طولی برابر با یک زمین فوتبال دارند . پیستون ها هر یک دارای برجستگی هایی هستند که از شکاف روی عرشه بیرون آمده و به حامل کوچکی متصل می گردند . جهت آماده سازی هواپیما برای تیک آف خدمه عرشه پوازی آن را به محل مورد نظر پشت کاتاپولت هدایت می کنند سپس میله یدک کش روی چرخ دماغه را به شکافی روی حامل کاتاپولت نصب می کنند . خدمه میله ی نگهدارنده ای را نیز بین پشت چرخ جلو و حامل نصب می کنند که این قطعه در هواپیماهای اف-14و اف-18 روی چرخ دماغه بصورت یکپارچه ساخته شده است . همزمان با متصل کردن چرخ دماغه به حامل کاتاپولت خدمه ی عرشه پروازی صفحات منحرف کننده گازهای خروج اگزوز را نیز در پشت هواپیما بالا می برند . وقتی تمام این مراحل انجام گرفت افسر کاتاپولت معروف به شوتر که در یک گنبد شیشه ای کوتاه روی عرشه پروازی بر تمام مراحل نظارت دارد سوپاپ سیلندرهای کاتاپولت را باز کرده در نتیجه سیلندرها توسط بخار پر فشار تولید شده در راکتور ناو پر می شوند . این بخار نیروی پیش رانشی برای کاتاپولت کردن هواپیما و ادامه پرواز با سرعت ایمن را تأمین می کند . اگر میان این بخار که بستگی به نوع هواپیما دارد کم باشد نیروی لیفت کافی ندارد و هواپیما را به داخل اقیانوس پرتاب خواهد کرد و اگر زیاد باشد ، خیز برداشتن سریع کاتاپولت موجب شکستن چراغ دماغه خواهد شد . قبل از پرتاب ، خلبان هواپیما از تمام قدرت موتورهای آن استفاده می کند که در این زمان میله نگهدارنده مانع حرکت هواپیما به جلو می شود . در این زمان افسر کاتاپولت با اشاره به خلبان پیستون را رها کرده و هواپیما پرتاب می شود . در انتهای مسیر کاتاپولت ، میله یدک کش از حامل جدا شده و هواپیما به پرواز با نیروی موتورها خود ادامه می دهد . سیستم کاتاپولت می تواند یک جنگنده بیست تنی را در زمانی حدود دو ثانیه از صفر به سرعت 270 کیلومتر در ساعت برساند . قابل ذکر است که ناو هواپیمابر توانایی به پرواز در آوردن یک هواپیما را در بیست ثانیه دارد

فرود روی عرشه ای که فقط حدود 150 متر باند برای نشستن هواپیما دارد آن هم با سرعتی که جنگنده های سریع نیروی دریایی دارند یکی از سخت ترین کارهای خلبان است . برای فرود بر روی عرشه ناو هر هواپیما باید دارای قلاب دم باشد . خلبان هواپیما با تقرب و فرود دقیق سعی خواهد کرد یکی از چهار کابل نگهدارنده هواپیما روی عرشه ناو را با قلاب دم بگیرد . این کابل های فولادی که در عرض باند فرود و بموازات یکدیگر قرار گرفته اند ، به سیلندرهای هیدرولیکی زیر عرشه فرود متصلند که وقتی قلاب دم هواپیما با یک از این کابل ها در گیر می شود کابل مذکور بیرون آمده در نتیجه سیلندر هیدرولیکی انرژی هواپیما را جذب می کند . چنین سیستمی می تواند هواپیمایی با 24 تن وزن و 241 کیلومتر در ساعت سرعت را در مسافت حدود 96 متر متوقف کند . این کابل های موازی به فاصله 15 متری از هم قرار گرفته اند بنابراین منطقه بیشتری را برای تماس چرخ ها به خلبان می دهند . معمولا خلبان ها کابل سوم را هدف گیری می کنند که ایمن ترین حالت ممکن است ، هدف گیری کابل اول به دلیل لزوم نزدیک شدن به لبه ناو آن هم در حدی خطرناک کار درستی نیست . پروسه فرود با بازگشت هواپیماها به ناو و با اجرای طرح پرواز بیضی شکل ، با تنظیم زاویه دقیق تقرب از سوی خلبان ، انجام می شود و اولین اجازه فرود را هواپیمایی کسب می کند که کمترین ذخیره سوخت را داشته باشد . برای کمک به خلبان جهت اجرای یک فرود خوب افسر علایم از طریق رادیو و چراغ های روی عرشه ناو با ارسال علایم او را راهنمایی می کند . اگر هواپیما درست در مسیر باشد چراغ سبز به خلبان نشان داده می شود و در غیر این صرت از رنگ های دیگر استفاده می شود تا خلبان اقدام به اصلاح مسیر یا لغو و اجرای دویاره آن کند . سیستم نوری لنزهای اپتیکی فرسنل هم در کنار افسر علایم به خلبان برای فرود کمک می کند . این سیستم متشکل از یک سری چراغ و لنزهای فرسنل است که بر روی یک سکوی پایدار شده توسط ژیروسکوپ نصب شده اند . لنزها باعث تمرکز نور بصورت شعاع های باریکی با زوایای مختلفی در آسمان می شوند . درست زمانی که چرخ های هواپیما با عرشه ناو تماس پیدا کردند خلبان اهرم گاز را تا آخر فشار داده و قدرت موتورها را با پس سوز به حداکثر می رساند . چون در صورتی که هواپیما با قلاب ها درگیر نشود خلبان باید بتواند با حفظ سرعت دوباره از روی ناو برخیزد . ناگفته نماند که باند فرود ناو با چهارده درجه انحراف از محور طولی روی عرشه ناو قرار گرفته است

آشیانه هواپپماها
روی عرشه پروازی تعداد کمی هواپیما پارک می شوند و هواپیماهایی که مورد نیاز نیستند به آشیانه فرستاده می شوند . آشیانه هواپیماها دو طبقه پایین تر از عرشه پروازی قرار گرفته است که با 209 متر طول ، 34 متر عرض و 8 متر ارتفاع امکان جا دادن به بیشتر انواع هواپیماها وهلیکوپترها را دارد . آشیانه می تواند حدود 60 فروند هواپیما ، مخازن سوخت و قطعات یدکی را در چهار بخش خود جای دهد . برای انتقال هواپیماها به عرشه پروازی از چهار بالابر سریع استفاده می شود که نیرو هیدرولیکی کافی برای بالا بردن دو هواپیمای 35 تنی را دارند . قسمت انتهایی آشانه و عقب کشتی هم در اختیار بخش تعمیر و نگهداری است که دارای منطقه بازی نیز برای آزمایش موتورها با پس سوز می باشد . تیپ هوایی مستقر در ناو حدودا از 9 اسکادران تشکیل یافته که جمعا هفتاد تا هشتاد فروند هواپیما را شامل می شود . این هواپیماها شامل انواع اف/ای-18هورنت ، اف-14تام کت ، ای-2سی هاوک آی ، اس-3بی وایکینگ ، ای آ-6بی پراولر و هلیکوپتر اس اچ-60سی هاوک می باشند . جالب است بدانید یک ناو هواپیمابر کلاس نیمیتز می تواند پنجاه جنگنده را جهت اجرای یکصدوپنجاه حمله در روز به پرواز درآورد و در زرادخانه خود بیش از 4000 انواع بمب را دارد .

خدمه عرشه
به جهت اینکه روی عرشه مشکلی پیش نیاید تمام افراد مسئول روی عرشه لباس رنگ مخصوص شغل خود را در بر می کنند . ارغوانی مسئولان سوخت هواپیما معروف به انگورها ؛ آبی جابجا کننده های هواپیماها، مسئولان بالابر ، راننده های یدک کش ، پیغام برها و مسئولان ارتباطات ؛ سبز مسئولان کاتاپولت و کابل های نگهدارنده ، مهندسان تعمیر ونگهداری ، مسئولان فرود هلیکوپتر ؛ زرد افسران کاتاپولت و کابل های نگهدارنده ، راهنمایان هواپیماها ، افسران جابجایی هواپیماها ؛ قرمز افسران مهمات ، مسئولان عملیات نجات ؛ قهوه ای افسران مسئول هواپیماهای تیپ هوایی ؛ سفید بازرسان اسکادران هواپیماها ، افسران علایم فرود ، افسران ناظر و پرسنل پزشکی

تسحیلات تدافعی و تجهیزات راداری
موشک های زمین به هوای سی پارو و موشک های ضد موشک رم ؛ چهار توپ چرخان 20 میلیمتری با سرعت تیر اندازی 3000 تیر در دقیقه و برد یک و نیم کیلومتر ؛ سیستم های چف و فلر برای منحرف کردن انواع موشک ها و اژدرها ؛ سیستم های جنگ الکترونیک و سیستم های پیشرفته راداری باندهای سی و جی و همچنین شناسایی دوست از دشمن
ناوگان کلاس نیمیتز ایالات متحده به شرح زیرند
USS Nimitz ( CVN 68( سال ورود به خدمت 1975 اکنون در حال سوخت گیری است )
USS Dwight D.Eisenhower ( CVN 69 ) ( 1977)
USS Carl Vinson (CVN 70) ( 1986
USS Abraham Lincoln (CVN 72) (1989)
USS George Washington ( CVN 73) (1992(
USS John C.Stennis (CVN 74) (1995(
USS Harry S. Truman ( CVN 75) (1998(
USS Ronald Reagan ( CVN 76) (2003(
USS George H.W.Bush (CVN 77 ( در حال ساخت ، سال ورود به خدمت 2009 )
همچنین کلاس جدید ناوهای CVN 78 که در سال 2007 ساخت آن شروع خواهد شد احتمالا تا سال 2014 وارد خدمت می شوند که مجهز به سامانه های پیشرفته تری هستند و نیاز به خدمه کمتری هم دارند . البته ناگفته نماند که ناوهایی علاوه بر کلاس نیمیتز هم هم اکنون در حال خدمتند که به سن بازنشستگی رسیده اند مثل کلاس کیتی هاوک ، انترپرایز و جان اف کندی . خوب است بدانید مأموریت هر ناو 18 ماه به طول وی انجامد . شش ماه برای آماده سازی و تمرین خدمه ، شش ماه عملیات اصلی و شش ماه بعد از بازگشت به بندر اصلی خود . البته در موارد ضروری بارهای کم حجم توسط هواپیمای باربری سی-2 به ناو منتقل می شوند . معمولا حد اقل سه ناو هواپیمابر بصورت همزمان در حال آماده باش در اقیانوس ها بسر می برند . ساخت و بهینه سازی هر کدام از این ناوهای هواپیمابر بیش از شش میلیارد دلار برای یانکی ها تمام شده و هزینه عملیاتی نگهداشتن هر کدام از آن ها هم در سال به بیش از دویست میلیون دلار هزینه نیاز دارد.

+ نوشته شده توسط امیر حسین در جمعه چهارم اسفند 1385 و ساعت 11:9 |